پذیرش لحظه اکنون

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:58

چگونه میشه به سکون رسید ؟

وقتیکه لحظه اکنون رو میپذیرید
باید گذشته حال و آینده رو رها بکنید و در لحظه آگاهی حضور پروردگار قرار بگیرید

و این لحظه لحظه ی واقعی و راستینه و شما مستقر می‌شید بر بنای صلح و تفاهم

یعنی نیت می‌کنید که در دلتون و درعملتون و در ادراک و شهودتون که من نه عملاً دست به کاری می‌ز‌نم برای اصلاح جهانم
دقت کنید در کلمات دوستان

من نه اقدامی می‌کنم در جهت اصلاح و بهتر کردن شرایط جهانم نه در نیت اراده‌ای برای دخالت در پوزیشن های جهان اطراف دارم
بلکه بلکه بلکه در خویشتن ساکن می‌شوم و خویش را به نظاره می‌نگرم

به‌طور مثال میخواید اقدامی انجام بدید یک کاری بکنید یه مسافرتی برید یه سری مشکلات براتون پیش میاد و شما ۲ تا گزینه بیشتر ندارید

یا باید اتفاقات حاضر روی اونجور که هست بپذیرید و بی‌خیال مسافرت بشین یا باید با زندگی و تقابلاتش شروع کنید به جنگ عملی مسائل رو حل کنید

مشکلات رو دونه دونه آچارکشی کنید تا بتونید به پوزیشن میسر برسید به پوزیشنی که بتونید حالا اقداما عمل کنید و به اون خواسته‌ای که دارید برسید

کدوم درسته آیا ما باید بی‌تفاوت نسبت‌به جهان اطرافمون باشیم آیا ما باید هر آنچه که سرمون میاد بپذیریم و صدامونم درنیاد یا نه

آیا باید به یک نوعی در تقابل قرار بگیریم تمام تلاشمون رو بکنیم و سعی بکنیم که به خواسته‌ها و اهدافمان برسیم


اونچه که روان‌شناسیه جامعه‌شناسی یا به قول معروف میشه جامعه شناسی روانی جامعه
این رو میگه که شما برای رسیدن به اهداف باید بها پرداخت بکنید یعنی شما هر کاری که بخواید بکنید باید بهایی پرداخت کنید

این بها الزاماً مادی نیست میتونه پوزیشن‌های مختلفی داشته باشه پس شما اگر اراده و هر نیتی بکنید اول باید بتونید بها پرداخت کنید

این بها در طی زمان حالا صرف می‌شه برای چیزهای مختلف در مقاطع و موضوعات مختلف


راهی که روان‌شناسی معنوی ما را به اون سو سوق می‌ده و چرا

روان‌شناسی معنوی به ما می‌گه که شما باید در حد تعادل و تناسب تلاش خودتون رو برای یک کاری انجام بدید اگر می‌بینید زندگی با شما هماهنگ نمی‌شه و یاری نمی‌کنه درصدد تقابل نهایی و جنگیدن تا آخرین قطره خون نباید وایسیم

این دقیقاً پوزیشنی هست که از شما انرژی می‌بره شما را تخریب می‌کند و درنهایت هم به خواسته‌تون نمی‌رسین
به دلیل این‌که موج شکست ایگو بلند شده برای خرد کردن شما و شما اگر جلوی این موج بایستید جز له شدن و آسیب دیدن چیزی برای شما ندارد

و البته و البته و البته باید آگاهی حاضر باشه تا بتونه تشخیص بده که آیا شما در شرایطی هستید که باید مقاومت کنید و ادامه بدید یا نه به سکون برسید و مستقر بشید در لحظه حاضر

و بپذیرید آنچه که ناملایم است بر شما حالا نباید تشخیص بدید کدوم‌یکی از اینها در مسیر زندگی باید پیوسته جاری باشه یعنی آیا ما همیشه باید این لحظه آگاهی رو بپذیریم و در هیچ تضادی نباشیم

و از خودمون هیچ اراده‌ای نداشته باشیم زندگی هر جا ما را برد برد جهنم یا این‌که نه ما آرام و متعادل
متناسب با کائنات کنش انجام می‌دیم و بعد منتظر واکنش زندگی می‌شیم

و این ضربه پینگ‌پنگی باید بین شما و جهان به صورت ثابت جاری باشه یعنی شما مثل یک رقصنده‌ی باله باید آرام‌آرام اون پوزیشن‌های رقص رو بهم وصل بکنید نه این‌که رگباری و پشت سر هم

شروع کنید به دست و پا زدن بالا پایین پریدن که می‌خواهید برقصید خوب این رقص بسیار ناهمگون و بی‌هارمونی زشت و درواقع از حالت عاطفی خارج میشه


زندگی یک رقصه دوستان
رقص هارمونی داره و شما برای اینکه بتونید توی زندگی نقش خودتون رو درست ایفا بکنید الزاما نباید مسئولیت رو درست انجام بدید
الزاما نباید کاری صورت بدید

قانون زندگی پینگ پونگی هست
یک ضرب تو یک ضرب زندگی
نباید به خودت متکی کامل بشی بگی من میخوام اینکارو بکنم
باید اون اتفاق بیفته
بایدی وجود نداره

ما کانشسنس کنترل گر فضا زمان نیستیم
فضا زمان و حتی انرژی ها در تسلط ما نیستن

بلکه یک تعاملی باید باشه بین من و اون جهان بیرون
هارمونی یعنی تناسب ضرباهنگ رقصنده با ضربی که به صورت طبل یا ساز دیگری هست

نکته ارتباط این هست که شما سرخود و مستقل نمیتونید اهدافتون رو در زندگی جلو ببرید

اگر با آگاهی حضور، اگر با لحظه اکنون
رفیق نشید . پذیرش رو در درون خودتون باز نکنید
پوزیشن ها رو درک بکنید، شرایط و موقعیت رو درک بکنید

و به صورت پینگ پنگی با زندگی برخورد بکنید
نه به صورت بکس چالشی تا سر حد مرگ
با استفاده از خردتون عمل بکنید
نه با استفاده از زورتون

شما با از عقلتون از هوشتون از کانشستون استفاده بکنید برای جلو بردن اهدافتون

تاکید دارم بر هارمونی کردار شما
باید متناسب با ظرفیت پتانسیل جهان اطرافتون کنش انجام بدید

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

رنج تو گنج توست

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:57

سختی های فیزیکال مادی معنوی عاطفی روحی و بسیار از جوانب مختلف اتفاق می‌افته

برای هر فردی که می‌خواد هر روح جاودانی که می‌خواد فرصت پیشرفت و وسعت رو تجربه بکنه به هر صورت دچار ناملایمات بعد سوم می‌شه

اما ما این‌جا دور هم جمع شدیم که صحبت کنیم از این‌که این ناملایمات در درون خودش فرصت‌هایی رو نهفته داره

و آنچه که درواقع مثلی است که مولانا هم بهش اشاره کرده در اشعارش که اون رنجی که به قول معروف شما دارید پایستگی می‌کنید درش
گنج پنهانی هست که شما ازش آگاه نیستید

و این برای بسیاران ثقیل میاد چرا که خب من و شما خوب می‌دونیم که سختی‌هایی که توی طول این زندگی هر کدوم از ماها تجربه کرده اگر بر روی کوه می‌گذاشتند شاید می‌پوکید می‌ریخت پایین

و واقعیتش اینه که بله درسته ما هر کدوم‌مون سختی‌های مختلفی رو از مدل‌های مختلف تجربه کردیم لطمات آسیب‌ها و دردها و رنج‌هایی که بیشتر ما هم فکر می‌کنیم مستحقش نبودیم این مطلب خیلی مطلب مهمیه

دوستان بسیارانی می‌پرسند که آیا ما واقعاً کارمایی به دوش داشتیم که گرفتار زندگی بعد سوم شدیم هم آری هم نه

ببینید وقتی‌که شما در مرحله آزمایش و پذیرش این مسئولیت اقدام کردید به این معنا که بله من می‌پذیرم که این سختی‌ها رو به جون بخرم در ازای پیشرفتی که به دست خواهم آورد و به یک نوعی یک معامله‌ای اتفاق می‌افته بین روح جاودان و خداوندی که خالق کائنات است

و این معامله بهای خودش رو داره و این بها همون آلام و رنج‌هایی هست که شما پرداخت می‌کنید برای صیقل خوردن روح و جسم و روان و کل کانشس وجودتون


خدمت دوستانم عرض کردم بااینکه شاید خوشایند نباشد اما آنچه که حقیقت محض هست اینه که این خراشهایی که دستگاه مخراج بر روی جواهر می‌تراشه تکه‌هایی از وجود جواهر رو میکنه هم او را صیقل می‌ده

و به دید جواهری که در دستگاه تراشکاری الماس و جواهر صیقل می‌بینه می‌بینه که ذرات وجودش داره ازش کنده می‌شه

و درواقع آسیب می‌بینه این آسیب رو از نگاه روح جاودان اگر نگاه کنید کاملاً دردناک کاملاً رنج‌آور و کاملاً توام با درد هست

اما ما باید یادمون باشه که در کنار این سختی آسایشی وجود دارد و اون آسایش به‌معنای راستین ثمره ای هست که اتفاق می‌افته در پی این تخریب و شما به ازای رنج‌هایی که در این زندگی تحمل می‌کنید و البته رنج کشیدن و فریاد زدن نتیجه مطلوبی نداره

یعنی آنچه که برای جواهر وجود ما اثر اصلی هست و جوهر اصلی هست خود رنج نیست بلکه مدارا و هماگینی با رنجه که اون عصاره راستین رو از وجود شما درواقع خارج می‌کنه

و به یک نوعی تمام ادیان و بسیاری از عرفانهای مشهور دعوت کردن به این‌که در سختی سعی کنید هماگنی و تحمل را پیشه کنید

چرا که شما اگر برای کسی کاری رو انجام بدید بعد اون رو منتش و تو سرش بزنید دوزار خدمت شما ارزش نداره

و وقتی که شما رنجی رو تحمل می‌کنید و بعد شروع می‌کنید به در و دیوار و زمین و آسمان هم جا فحش می‌دید این عین همون میمونه که شما یک کار درست رو انجام دادید و بعد با یک کار ناشایست اجر کارتون رو ضایع می‌کنید

این رو بسیاری مولانا بهش اشاره کرده و همچنین در بسیاری از متون کهن و معنوی بهش اشاره شده که ما باید سعی کنیم در کنار این‌که ظرفیت‌سازی می‌کنیم که بتونیم سختی‌ها را تحمل کنیم ظرفیت درونیمون رو هم فعال کنیم که بتونیم زبان در کام بگیریم و شکوه و گلایه نکنیم

و اجر کار خودمون رو ضایع نکنیم این یه مطلب هست
مطلب دیگری که بسیار حائز اهمیت اینه که شما در پروسه رنج و گنج یا پروسه صیقل جوهری اتفاقاتی برای شما می‌افته که میتونه این اتفاقات اثر دیگری هم در ماهیت وجودی شما بگذاره

که منظورم اثر بد نیست چون میتونه هر اتفاقی اثر نامطلوب هم بگذاره یعنی از یک انسان خوب صیقل های روزگار انسانی بد خارج بکنه
و البته این در واقع تعادلی هست که خداوند وعده کرده برای شماها بسته به ظرفیتتون سعی میکنم سختی نازل بکنم که بتونید تاب بیارید و از این گذر تنگنا عبور بکنید


مطلب دوم این هست که این صیقل ها در کنار اینکه حقیقت جوهری ما رو به بیرون منتقل میکنه یعنی آنچه که ماهیت کنه ما هستش
یعنی آنچه که پنهانه در ظرفیتهای نهان ما یعنی تا محک آزمایش پیش نیاد خیلی از خصلت های درونی ما رو نمیاد


آدمی که دچار شرایط بالا و پایین نشه هیچوقت ظرفیت خودش رو نیازی نداره علنی بکنه

و اما در محک تنگنا بسیارانی توانمدیهای روحی جسمی و پتانسیلی خودشون رو به منصه ظهور میگذارن و هویدا میکنن آنچه رو که در ظرفیتشون هست

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

اثر افکار بر دی ان ای

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:57

بر اساس نحوه ارتعاش استریم های انرژی

ما مواد مختلف را در اطراف خودمون داریم در انگاره‌ی این که مواد اسامی مختلفی دارند
اما در نهایت اون چیزی که اصل ماجرا هست این هستش که اون چیزی که ما بهش افکار یا ارتعاش فکری می‌گیم می‌تونه در درازمدت دی ان ای ما رو تحت تاثیر قرار بده

و اثر زنجیره‌ای مانندی روی بافت طول و عرضی و ارتفاعی دی ان ای ما داره و متقابلاً دی‌ان‌ای ما بر اساس خصایصی که از ما ذخیره‌شده دوباره خودش رو ری بیلد (بازسازی) می‌کنه

و همین‌جور این زنجیره متراکم تا بی‌نهایت ادامه پیدا می‌کنه به این منوال که اندیشه‌ها دی‌ان‌ای را می‌سازند و دی‌ان‌ای دوباره اندیشه‌ها رو می‌سازه و ما تا بی‌نهایت روی ارتعاش مغزی خودمون درجا می‌زنیم

ما تو این مدت اومدیم به دوستان گفتیم که دوستان بیایید طرحی نو دراندازیم

بیایید به‌جای این‌که اندیشه‌ها بیان و ذهن ما رو بسازن و ذهن ما دی ان ای ما رو بسازه و دی‌ان‌ای ما دوباره اندیشه مارو بسازه بیایید ما این‌رو به دست بگیریم

بیایید سررشته کنش و واکنش رو بدست بگیریم و یه مقدار رو خودمون کار کنیم یه مقدار به خودمون تلقینات بدیم

این تلقینات می‌تونه گوش کردن به فرکانس‌های موسیقی باشه می‌تونه ارتعاش دریافت‌شده از کلام افراد معنوی مثل اکهارت تله و جو دیسپنزا و خیلی کسان دیگر می‌تونه باشه

و یا حتی اندیشه‌ای که ما بر این منوال می‌سازیمش که ما می‌خواهیم
مثلاً دنیایی زیبا داشته باشیم دوست داریم که همه در آرامش همه در خوشی باشن همه در اتفاقات خوب باشن

و این اندیشه‌ها دوباره به نحوی زنجیروار و پادمان مانند ما رو در هم میتنه
و ما همینجور در زنجیره فضا زمان بدون اینکه بخواهیم در یک چرخه متوالی هی تکرار میشیم

و این تکرار اگر خردمندانه نباشه باعث این می‌شه که ما اختیار زندگیون رو بسپاریم به دست اندیشه‌ها و اختیار اتفاقات بر اون منوال خواهد رفت که ما نمی‌خواهیم

این نکته‌ی ظریف رو دوستان یه مقدار روش اشاره دارم من که چگونه است که ما اندیشه هامون تحت اختیار خودمون نیست

ولی این اندیشه‌ها فضا زمان ما را می‌سازند و فضا زمان دی‌ان‌ای ما را می‌سازه و دی‌ان‌ای دوباره همون رشته غلط رو باز می‌تنه و اینجاست که ما به دوستان سعی کرده‌ایم که مشاوره بدیم

به دوستان بگیم که دوستان به‌جای این‌که بیاید بخواید زندگیتون رو عوض کنید شرایط زندگی‌تان را عوض بکنید بیایید بجای تنیدن تار منفی تار مثبت بتنید

یعنی اگر اعصابتون خورده خودتون رو آروم کنید و به خودتون ارتعاش مثبت بدید
افکار مثبت وارد اندیشتون بکنید و این افکار مثبت فرکانس مثبت رو ایجاد میکنه و فرکانس مثبت دی ان ای شما رو به دور ارتعاش مثبت میتنه

و ارتعاش مثبت نهایتا رشته زنجیره ای دی ان ای شما رو بر اساس خرد متعالی میسازه...

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

فرکانس مثبت شامل

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:55

🟡 روشن شدگی یا روشنیدگی رو در درون خودتون حفظ بکنید
یعنی خدا همیشه داره به من الهامات میده...

🟡 در صلح و هماهنگی بودن با کائنات
گفتار، کردار و افکارتون صلح آمیز باشه...

🟡 لذت بردن (enjoying)
برای خودتون فان های(fun) کوچک ایجاد بکنید

🟡 عشق
از درون ذهنتون به جهان تصویر سازی کنید که یک نور سفید رنگی از درون سر شما پخش میشه و به کل جهان میره و نور عشقه

🟡 حس منطقی بودن
چه موقعی که زندگی به کامتونه چه موقعی که به کامتون نیست باید منطقی رفتار کنید و شیک و باشخصیت و باصلابت

🟡 پذیرش و رضایت
راضی باشید به هر آنچه خدا داده و نداده

🟡 آمادگی و تمایل
همون شرح طلب که در عرفان داریم
آماده دریافت موهبت ها باشید...

🟡 بی طرفی
وقتی با آدمها به چلنج میرسید یک لحظه از کالبد خودتون بیاید بیرون و قضاوت کنید...

🟡 شجاعت
همیشه سعی کنید نترس باشید، نترس بودن بی کله بودن نیست...

🟡 شادی بی سبب
دنبال بهانه برای شاد بودن نباشید

🟡 شکرگزار و سپاسگزار بودن

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

نظریه ریسمان

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:55

هر آنچه در کائنات هست انرژی هست
که شامل چند بخش هست
یکی انرژی
ماده هست که درون ماده متراکم هست
دانشمندان اعتقاد دارند که اکثر ماده هایی که ما اطرافمون می‌بینیم انرژی هستند که در لایه ارتعاش صوتی اینها مشغول ارتعاش هستند و بنا بر میزان ارتعاش هر ماده ای یک ارتعاش خاص رو داره و بنا به تراکم گنجایش ذات ماده مشخص میشه
به طور مثال
تخته یا چوبی که به شکل مبل یا صندلی دیده باشیم به این شکل چوب لقب گرفته که ارتعاش خاصی، لرزه خاصی رو در درون ارتعاش های انرژی خودش در ذرات پایین
تاپ کوارک دان کوارک یا درواقع کوارک های عجیب کوارک های بالا و پایین و کوارک هایی که بهشون افسونگر و غیره میگن
اینها باعث نوعی بسامد در فایل میشن نوعی ارتعاش درواقع در موقعیت استرینگ ها یعنی استرینگ های انرژی
درواقع ارتعاش ها یا ریسمان های انرژی
این ریسمان‌ها انرژی در عمیق ترین ابعاد کائنات وجود داره در بعد دهم و یازدهم کائنات که درواقع ذرات ریز کوانتومی
ذراتی که
در اتم و پایین تر از ذرات مولکول در ذرات زیر اتمی کوارک ها فعالیت می‌کنند که الکترون و نوترون و پروتون جای خود رو دارند
عمیق ترین جایی که تونستن ماده رو بشکافند و پایین بروند به جایی رسیدند که جز لرزه و یک ریسمان از انرژی چیزی رو نتونستند از اون بالا تر پیدا بکنند
مثال چوب
چوب بایک ارتعاش خاص و بایک تراکنش یا اصطلاحا تراکم خاص ماده در یک حد مشخص چوب رو تشکیل میده
ماده های مختلف میتونن ارتعاش های مختلف و همچنین تراکم مختلفی رو داشته باشند
هر آنچه که ما در اطراف خودمون می‌بینیم از ماده و انرژی بر اساس لرزه های کوچک انرژی در مقیاس زیر کوانتومی این اتفاق رخ میده و در قسمتی از کائنات که ذرات ریز ریز می‌شوند
در پایین تر از کوارک ها نخ های انرژی تعیین می‌کنند که با لرزه بیشتر
یک ماده به وجود میاد
با لرزه بیشتر ماده دیگری شکل و معنا میگیرد
به طور مثال
اگر تراکنش و ارتعاش بالا باشه ماده آهن میشه
و اگر ارتعاش پایین باشه ماده پلاستیک میشه
اینها بر اثر تراکم و ارتعاش مواد مختلف رو شکل میدن و همه مواد یک ذات مشخص دارند
که اون ذات به نام انرژی قدر مطلق هست
یعنی همه چیز انرژی هست
حتی انرژی هایی مثل برق
و حتی ذرات ریز تر انرژی هستند در تراکم های مختلف و در بسامد های مختلف
هر آنچه ما در زندگی ماده صدا میکنیم انرژی هستند و انرژی هم در تراکم های مختلف و ارتعاشات مختلف میتونه ماده های مختلف رو تشکیل بده
ذات کائنات میتونه همون انرژی باشه که در تراکم و ارتعاش مختلف کل کائنات رو در بر گرفته حالا اینکه ماده ها سبک تراکم متفاوتی دارند
ما علاوه بر اینکه در دنیای ماده و انرژی قرار داریم ماده منفی یا به اصطلاحا
دارک متر و دارک انرژی رو هم داریم
همه اینها در جمع کل حالت های قرار گیری نوع مختلف انرژی هست
و جهان ما کلا از انرژی قدر مطلق ایجاد شده
نوع چینش و نوع خوانش این مواد تعیین میکنه که مواد چه باشند و چه بمانند

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

سه گانه نور

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:54


نور از خودش شعور داره یعنی تصمیم میگیره که ذره ای رفتار کنه آیا به صورت موجی رفتار بکنه یا تبدیل به آگاهی بشه واطلاعات رو جابجا بکنه

وقتی نور تبدیل به اطلاعات میشه دقیقا مثل صفر و یک اطلاعات کامپیوتری میتونه اطلاعات رو منتقل بکنه

وقتی نور به صورت ذره ای هست اخلاق خودش رو داره و درواقع 360 درجه رفتار میکنه ولی به صورت مستقیم حرکت میکنه مستقیم در لاین هست

وقتی به صورت موج تصمیم میگیره باشه 360 درجه رفتار میکنه و 360 درجه گسترش پیدا میکنه دیگه لاین نیست به صورت ویو هست و این مساله جالب و پیچیده نور هست

وقتی روز نور را می‌بینیم
روز آبی رنگه و شب تاریکه
این مقوله مربوط به فضای نور نیست
مربوط به استیت متر هست
به معنی فضای مادی
در فضای مادی نور کاری که میکنه اینه که اثر روی مواد می‌گذاره و واکنششون رو دریافت میکنه و یا تماشا میکنه و براساس اون شخصیتی از خودش بروز میده
به صورت ساده میشه این
نور وقتی در فضای زمین هست و جاذبه هم هست
اون چیزی که باعث میشه فضای مادی نور رو به این خصلت وا دارد گرانش هست
گرانش باعث میشه نور تصمیم بگیره استیت مادی رو انتخاب بکنه و اخلاق خودش رو برای رفتار با ماده به این شکل بروز بده
به طور مثال
نور وقتی وارد جو کره زمین میشه
متوجه میشه که در اینجا فضای مادی وجود داره
و براثر برخورد با ذرات اکسیژن و نیتروژن رنگ آبی رو ایجاد میکنه

درواقع رنگ نور بستگی داره در جو چگونه مواد مادی وجود دارد

نور در تلاقی با جاذبه خم میشه و سرعتش کم میشه
نه تنها جمادات شعور دارند نور هم شعور داره
سوالی که پیش میاد اینه که چرا نزدیک به خورشید که میشیم تاریک هست و نور وجود نداره
به خاطر این هست که جو و ماده ای وجود نداره که با نور برخورد کنه برای همین هوا تاریک است

آسمان در شب اگر سیاه هست به خاطر عدم وجود نور نیست بلکه آنقدر نور در آسمان شب فراوان هست که تلاقی پیش میاد بین نورهای ستارگان بزرگ

نور به خودی خود روشن نیست تا
در اثر برخورد بازتاب کند و روشن شود

درواقع در برابر هر کنشی واکنش نشان بده و مورد نظاره قرار بگیرد

هر ذره ای زمانی خودش رو بروز میده که مورد تماشا قرار بگیره

نه تنها ماده اینگونه هست نور و جاذبه هم همین خصلت رو دارد

هر کدام با کنش و واکنش هست که شکل میگیرد

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

ما یک فضای یونیورسال  و یک فضای هولوگرام داریم

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:53

جهان راستین جهان یونیورسال و جهان دروغین جهان هولوگرام هست


جهان یونیورسال جهان فرا ستاره ای هست
جهان هولوگرام جهان زیر ستاره ای

اگر انسان ظرفیت ایجاد بکنه و جمع ارتعاشاتش بتونه او رو به سمت بالا هدایت بکنه

به جهان انرژیک منتقل میشه و اون‌جا در نعمت و برکت و آرامش می‌تونه زندگی داشته باشه

اما این مستلزم اینه که تو در جهان هولوگرام چه کرده باشی یعنی در جهانی که اینجا هست

جوری خودت رو ساخته باشی آماده کرده باشی
از نظر انرژیک انرژی‌هایی که ذخیره کردی در لولی باشن که بتونه اون انرژی تو رو بکشه ببره سمت بالا

مولانا میگه ما ز بالاییم و بالا میرویم همه رو نمیگه

همه که از بالا کشیده نمی‌شن اونایی از بالا کشیده می‌شن که اون انرژی‌هایی که فرستادن انقدر برتری به جسمشون داشته باشه که بتونه این وزن جسم رو بکشه ببره بالا

مثال جسم رو زدم که متوجه بشید وگرنه جسمی وجود نداره

ظرفیت معنوی شماست که شما را می‌کشه از این جهان جهنمی می‌بره بیرون به جهان بهشتی

اون ظرفیت رو در طول زندگی باید در خودتون ایجاد کنید.

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

ماهیت خود برتر چیست ؟

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:52

اصولا پرسیدن ماهیت باشندگان معنوی مجهول هست از این جهت که اینها از خودشون چیزی ندارن

خودهای برتر ماهیت حبابین هستن که اراده خداوند رو دارن جابجا می‌کنن

به نوعی شما اگر بخواید از ماهیت خود برتر بپرسی من می‌تونم بهتون بگم که

اراده ی چند مرحله شده یا اراده ی پایین آمده‌ی الهی هستن خودهای برتر

کلمه‌ی درستی نیست برای گفتنش

یه چیزایی تعریف دنیایی نداره و ما می‌خواهیم دنیایش کنیم به خاطر همین
خیلی سخته یکی از اون مسائل همینه

ماهیت خود برتر

اراده و توان و انرژی الهی که نزول کرده
برای‌اینکه این زنجیره دوام‌دار حیات رو بتونه گسترده کنه

و درواقع کائنات رو از حضور خدا پر کنه

که البته بازم تعبیر دقیق صددرصد نیست
چون مثل این می‌مونه که شما یک چیزی رو که نمی‌شه تو دنیای مادی مطرح کنید بخواهید انتقالش بدی به مفاهیم دنیایی

ولی به‌طورکلی می‌شه گفت که به نوعی حضوری لایه گون از مرتبت های پایین الهی هستند خودهای برتر

موادی از تراکم مختلف با هم متراکم میشن انفجاری رخ میده ، انفجاری بزرگ

کائنات در کسری از ثانیه این انفجار رو گسترش میده و به حد یک منظومه یا یک کانستلیشن ( constellstion)
و از اون هم بزرگتر میشه و در کسری از ثانیه کل فضای وب کیهانی رو در بر میگیره البته قسمتی از وب کیهانی رو

این حرکت انفجار گونه موادی که در یک بیگ بنگ پرتاب شدند آرام آرام اون طوفان اولیه میخوابه
ذرات به هم نردیک میشن ذرات ریز بوجود میاد بعد کم کم بر اثر فعل و انفعالات شیمیایی و فعل و انفعالات الکترومگنتیک مواد به هم نزدیک میشن

و کم کم و کم کم در اثر آنچه که بهش میگن عمق کیهانی یا جاهایی که در اونجا مستعد جمع شدن این مواد به دور هم هست
حالا اینها میتونه یه ستاره باشه میتونه چیزهای دیگر باشه
جهان میرسه به اونجایی که این ستارگان بوجود میاد مثل خورشید و بقیه منظومه ها
در مدت خیلی کوتاه چند صد هزار سال پروسه حیات بوجود میاد و در ۱۴ ملیون سال انسان میرسه به این جایی که بوده

پس منفجر شدند به سمت اطراف پراکنده شدند دارن به سمت بی نهایت حرکت میکنن به سمت اطراف

اتفاقی که میفته اینه که این انفجار و این حرکت رو به گسترش به یک لحظه ای میرسه که این جهانها مدتی دارن زیست میکنن ، سر و شکل گرفتن ، ستارگان سیاهچاله ها فضاهای مختلفی که ایجاد میشه همه درست میشن مثل الان

اتفاقی که میفته بعد از اون اینه که حرکت کل این منظومه به سمت گسترده شدنه، این انفجاره هنوز که هنوزه در جایی از فضا زمان این گستردگی به حد نهایت خودش میرسه

تا این لحظه جهان در حال از هم باز شدن به دور محور این انفجار بوده
وقتی به انتهای حوزه تراکمی خودش میرسه آرام آرام این ذرات و ستارگان و کواکبی که به سمت اطراف دارن میرن در یک جایی کم کم سرعتشون به سمت دور شدن از هم کم میشه

پس سرعت دور شدن مواد و ستارگان و سیارات و منظومه ها از هم کند میشه

در یک جایی از فضا زمان حرکت دور شدن کل این کائنات از هم متوقف میشه که بهش اصطلاحا میگن آخرالزمان یا پایان جهان

پایان جهان یعنی تمام شدن بسط جهان و شروع شدن قبض جهان
این مطلب کاملا کاسموس (Cosmos) و کیهانیه
حرکت آرام آرام معکوس میشه مثل یک پاندول ساعت که از یک طرف میاد وسط رو رد میکنه بعد میاد به این سمت بالا

حرکت برگشتی اتفاق میفته برای پاندول و پاندول برمیگرده به سمت راهی که اومده
پس کائنات حالا شروع میکنه به برگشتن به نقطه آغاز
وقتی که حرکت برگشتی به نقطه آغاز شروع میشه اینها همین جور نزدیک و نزدیک تر میشن
هنوز به این پروسه نرسیدیم هنوز خورشید ما از سمت شرق طلوع میکنه
نتیجتا هنوز به حرکت برگشتی کائنات نرسیدیم هنوز توی رفتیم.

ذرات کائنات همه چی داره از هم باز میشه به یه جایی که برسه که نهایتشه وایمیسه
این پروسه و حرکت برعکس میشه
همه چی دوباره به سمت وسط و نقطه انفجار اولیه برمیگرده
حرکت برگشتی کل ذرات کائنات اتفاق میفته ذراتی که در کل وب کیهانی پخش شدن آرام آرام برمیگردن به نقطه انفجار بیگ بنگ اولیه

در اون نقطه همه مواد کم کم جمع میشن
وقتی که این مواد حرکت برگشتی شون رو به سمت نقطه آغاز شروع میکنن در یک جایی اینها به هم نردیک میشن

کائنات در حال کوچک شدنه. کائنات منظور فضای مَتِر (matter) هست
فضای سنگ و سیارات و ستارگان
مگه نه فضای خالی بی انتهاست البته اونم اندازه ای داره
خالی بودنش نامحدوده نامحدود هم نیست
اما این حرکت برگشتی اتفاق میفته به نقطه آغازی که در اونجا ملیونها سال پیش بیگ بنگ اتفاق افتاده بود برمیگرده

مواد میرن و برمیگردن و وقتی که برگشتن در قسمتی در نقطه ای متراکم میشن

ما یک ماده روشن داریم با نام مَتِر
ماده تاریک به نام دارک مَتِر
انرژی روشن که میگیم انرژی
و انرژی تاریک که میگیم دارک انرژی

اینها همه در کنار سیاهچاله ها و ماده اصلی راز آفرینش یعنی اصطلاحا آنتی مًتِر یا پادماده
همه اینها در کنار ستاره ها و سیاره ها و کائنات و... در جایی متراکم میشن

وقتی همه این مواد در جایی متراکم میشن روی هم فعل و انفعالات الکترومگنتیک و شیمیایی میگذارن و انفجار دوباره تکرار میشه یعنی نقطه بیگ بنگ بعدی

راز کائنات در تنفس شماست
نفس میره داخل حبس میشه و بعد انفجار بیگ بنگ بیرون
دوباره میدی تو دوباره میدی بیرون

سیستمی که کائنات برای شما بنا کرده تنفس شماست.

به جهان‌های تودرتو به شکل پنجره‌های ویندوز نگاه می‌کنم

شما اگر با کامپیوتر سروکله زده باشید فولدر رو که باز می‌کنی دوتا فولدر توش هست
دوباره یکی از اونا رو باز می‌کنی دوباره سه‌تا فولدر توش هست

دوباره یکی از اونا رو باز می‌کنی باز توش فولدر دیگر و همین‌جور رو به جلو

پنجره‌های ویندوز نزدیک‌ترین چیز به سیاه‌چاله‌های جهان مادی ماست

تودرتو تودرتو تودرتو و همین‌جور شاخه به شاخه و زیاد و زیادتر

شما وقتی‌که توی جهان مادی هستی و این‌جا یک کنشی رو انجام می‌دید

کنش مثبت یا یک کنش منفی فرقی نمی‌کنه این کنش شما دو جا اثرگذار هست

یکی در طول فضا زمان جبری خودتون یعنی همون جایی‌که واقع هستید الان

و یکی روی ابعاد بالاتر خودتون

و به این شکل هستش که شما وقتی که انرژی‌ها را از خودتون ساطع می‌کنید این انرژی‌ها از کالبد شما خارج
و در یک مکانیسم انتقال از جهان مادی ما به جهانی دیگر که جهان فرا ستاره‌ای هست منتقل می‌شه

و در اون‌جا برای شما به شکل بسته‌های انرژیک ذخیره می‌شه

این بسته های انرژیک می‌تونن مثبت باشند می‌تونن منفی باشن

و جهان‌های مابه‌ازای شما در کنار این‌جهانی که الان توش هستید ساخته می‌شه

یعنی شما توی همین دنیایی که الان ما هستیم می‌تونید به ساخت جهان انرژیک خودتونم کمک کنین

کاملاً قضیه جدیه
شما با تمام کرداری که می‌کنید در جهان انرژیک بسته‌های انرژی ذخیره می‌کنید

این بسته انرژی می‌تونه تلخ و زهرمار باشه مثل گناه یا پلیدی

می‌تونه شیرین و گوارا باشید و قابل مصرف و پرکاربرد مثل هر عمل خیر که درواقع حالا به یه نوعی ادیان بهش اشاره کردن

صحبت سر بسته انرژیک هست چون جهان ما جهان انرژیک هست و تعاملات بین ما تعاملات انرژیک...

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

راز آفرینش کائنات

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:52

آفرینش یعنی چه ؟
آفرینش یعنی یکی از بیگ بنگ هایی که اتفاق افتاده که منجر به جهان مادی ما شده

این بیگ بنگ لزوما کل کائنات کل واقعیات نیست.
در آغاز آفرینش وقتی میگیم آفرینش کائنات منظورمون آفرینش کائنات قسمت خودمونه
چون ما بی نهایت بیگ بنگ داریم که ازشون به علت اینکه توانایی و قدرت دریافت این اطلاعات رو نداریم بنا به ۱۰۰۱ دلیل فیزیکی، اتمی، مغناطیسی و غیره

اما میریم به عنوان اینکه چه اتفاقی برای کل کائنات محدود کوچک خودمون افتاده
یعنی از بیگ بنگی که همه دانشمندان خودشون رو خفه کردن و فکر میکنن بیگ بنگ اول و آخر کائناته

این بیگ بنگی که منجر به تولید ستارگان و کائنات شده یکی از انفجارهاییه که در کائنات بزرگ در اصطلاحا وب کیهانی اتفاق میفته

وب کیهانی جاییست که در اون بیگ بنگ هایی به تعداد ملیون و ملیارد اتفاق میفته
حال اینکه این بیگ بنگها به کجا ختم میشه بحث ما نیست
چون میتونه سرنوشتهای مختلفی در جاهای مختلف این بیگ بنگ
و در نهایت گسترش این انفجار ممکنه در هر گوشه اش حیاتی بوجود بیاد

اما کائنات کوچک متر استیت ما
(matter state)
یعنی آنچه که ما در دنیای ماده ستارگان در واقع کانستلیشن ها (صورت های فلکی) ،منظومه ها و غیره داریم میبینیم که البته دیده هم دید توهمیست.

دانشمندی گفت شما وقتی ستاره بالاسرتون رو میبینید اگر همین لحظه با یک وسیله ای بتونید فضا زمان رو خم بکنید
در همین لحظه که دارید این ستاره رو در آسمان نگاه میکنید برید به اون ستاره سر بزنید اون ستاره دیگه سرجاش وجود نداره. چرا؟

چون شما دارید ملیون ها سال قبل نور اون ستاره رو در زمین تماشا میکنید
وقتی به اونجا برید در کسری از ثانیه دیگه اون ستاره و سیاره اصلا سرجاش نیست

ملیونها ساله که نابود شده رفته پس ما داریم دروغ به خورد همدیگه میدیم
چشم من و شما داره به من و شما حقیقت کوانتوم رو دروغ انتقال میده

آنچه که در آسمون میبینید گذشته آسمونه نه الان آسمون

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

تمدن آگارتا و شهرهای شامبالا، زیر زمین:

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:51

پروسه زمین مرکزی رو داریم.
حقیقت اینه که در زیر زمین چه ما بپذیریم چه نپذیریم زیست زیادی وجود داره
به دلایل مختلف موجوداتی که زیرزمین هستند از ما طول عمر بیشتری دارند

اثری که خورشید روی کائنات ما داره از نظر گسترش حیات بلاانکاره
اما باید بدونیم وقتی که در محیط باز انسان یا هر موجودی قرار میگیره تشعشعات آسیب زننده از ستارگان مختلف و
پرتوهای زیادی وجود داره که اینها به بدن موجودات زنده آسیب میزنه

یعنی حتی بدن من و شما توی سطح زمین زیر بمباران پرتوهای سماوی قرار میگیره
ولی موجوداتی که در عمق زمین زندگی میکنن اونها از اینکه زیر این پرتوها قرار بگیرن حفاظت میشن

به خاطر اینکه همه اشعه ها نمی تونن از دیوارهای خاک و سنگی و غشاهای مختلف زمین عبور کنن و به موجودات داخل زمین برخورد کنن

نتیجتا ما در مسیر برخورد پرتوهای نامناسب هم هستیم و همینها باعث مُتاسیون در بدن انسان و گاهی بیماریهای مرگبار میشه
اونچه که بهش شامبالا، بهشت گمشده و آگارتا گفته میشه قومهای مختلفی هستن که در زیر زمین سکونت دارن

غیر از اینها بی نهایت تمدن زیرزمینی وجود داره
همونقدر که ما روی کره زمین هر گوشه ای رو ببینیم یه شهری یه استانی یه دهکده ای یه شهرستانی وجود داره
زیر زمین هم همین هست با گستره بیشتر

اینها بسیار سطح زندگی بالاتری از ما دارند تکنولوژیشون، فرهنگشون، عواطفشون...
دستاوردهایی که به دست آوردن ، سطح زندگی ای که دارن و همچنین
تمدنی که دور از جنگ و جدل هست درون زمین قرار داره

بینهایت انسانهایی هستن که شبیه به انسان هستن
نه کاملا مثل ما ، شبیه ما هستن.

امیدوارم در آینده شکل حقیقی زمین معلوم بشه

آنچه که به اسم علم به خورد ما داده اند و زمینی که به ما نشون داده اند مرخرفی بیش نیست

باید ۲ تا کرم چاله یا حتی بیشتر
روی زمین باید ۱۰-۱۵-۲۰ تا باشه و اینها چه شکلی رو به زمین میدن خودش مسئله ایه

سیاهچاله ها و کرم چاله ها زمان رو خم میکنن
حالا اینها چطوری میتونن شکل ساده ی گرد رو ترسیم بکنن واقعا خدا داند و بس

خیلی چیزها رو از ما پنهان کردن و دلیل پنهان کردنشون هم صرفا و صرفا احمق و نادان نگه داشتن بشر فعلی هستش

به لطف و خواست خدا این پروسه ی احمق سازی تمام خواهد شد.

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

خدا کی هست ؟

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:50

مادامی که ما به شاهدی نرسیم اون شهود رو نمیتونیم درک کنیم

و وقتی که به شاهدی میرسیم دیگه شاهد نیستیم ، ما خود واقعه هستیم خود جریان هستیم.

ادراکی که باید از خدا داشته باشید چیز نیست خدا فراچیزه
خدا اون چیزیه که چیز رو معنا میبخشه یعنی آگاهی

ظهور خداوند در وجود ما همون کانشز (آگاهی) پردازنده هست
اون چیزی که به من قدرت تعقل ، قدرت تصور و قدرت تدبیر میده خود کانشزه و کانشز جز خدا نیست

بعضی ها دنبال خدا در آکاشیک رکورد میگردن - خودِ آکاشه که خودِ حضور خداست.
یعنی اگر برای ادراک خدا میخواید به یک دستمایه ای دست پیدا بکنید به طور ساده تر میشه گفت
قدرت تحلیل گر خود خداست
آنچه که تحلیل میکند
(آنچه نمردست و نمیرد تویی
آنچه تغیّر نپذیرد تویی)

چه چیزی تغیبر نمیپذیره ؟ اگر خدا انرژی باشد تغییر باید بکند.
خدا تغییر نمیکند چون انرژی نیست او فراانرژی و ساده است
او خود شاهد ناظر بالای این واقعه است.

خداوند نه ماست و نه بر ماست بلکه میان این دو است.
یعنی آنچه که ترازوی بالا و پایین را نگه داشته خود خداست
آنچه که توازن را برقرار میکند خداست

آنچه که مابین فاعل و مفعول است خداست و معنا دهنده فاعل و مفعول خداست
همانگونه که بدی خوبی را معنا میکند و خوبی بدی را معنا میکند.

هویت آکاش، هویت آگاه بودن، خود اون چیزیه که نظاره گره بر همه چیز

خدا رو نباید پیدا کنی ، خدا رو باید حسش کنی، درکش کنی ، لمسش کنی، ادراکش کنی
خدا چیزی نیست که بشه پیداش کرد او خودش پیداگر همه چیزه
باید حدواسط رو پیدا کنی
اون واسط ناظر رو باید پیدا کنی
هیچوقت توی مفعول دنبال فاعل نگرد
توی حدفاصل بین فاعل و مفعوله
معناست که حکم میکنه
اون معنای جهان خداست

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

نژاد لایران

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:50

اسم ایران از نژاد لایران گرفته شده
درواقع همان قوم لیران هستند لیران ها همان ایرانی ها هستند

ضمن اینکه اجداد ما در سیاره لایرا و سیاره وگا و سیاره تایگتیا و جاهای مختلفی در کائنات مستقر هستند سیستم غذایی آنها خام گیاه خواری هست


عده ای، از آنها گوشت خوار شدند که به مشکلاتی خوردند از جمله جنگهای اتمی بین کهکشانی رو بین خودشون به پا کردند
که در آخر با فتنه ای که رپتلین ها به پا کردند به سیاره وگا و لایرا حمله کردند که رپتلین ها فجایع زیادی به بار آوردند
لایرا ها موجودات گیاه‌خوار و معنوی هستند موجودات پر از عاطفه که بدنی مثل انسان دارند و سر شکل گربه سانها و شیر دارند و اجداد تکامل یافته گربه هایی هستند که ما در خانه و اطرافمون داریم
به رنگ سفید و سیاه و کهربایی هستند و جسم دارند
لایرا ها به تکامل معنوی دست پیدا کرده اند البته بعد از حمله ای که به سیارشون شد
تمام خصلت های انسانی را دارند همچنین فرهنگ تکامل یافته ای دارند
که از هوش بالای نژاد گربه سان برخورداند
به بزرگتران و پیران نژاد خودشان زیاد احترام می‌گذارند
در فرهنگ آنها مادر سالاری حکم می‌کند زنان سنبل عشق و پادشاهی هستند
این موجودات یکتا پرست نور ایزدی یا نور کامل رو می‌پرسند
به خداوند نور کامل می‌گویند و جز فدراسیون کهکشانی نور هم هستند
سه زبان گویش دارند
لایران ها در تکنولوژی ژنتیک و تکنولوژی مهندسی هوا و فضا بسیار سرآمد کائنات هستند و خواهند بود
به تمام موجودات خدا
بی چشم داشت کمک می‌کنند و با انسانها ارتباط سی ای میگیرند
نژاد لایران بانیان آیین مهر بودند در آیین مهر آنها آمدند یک نماد بندی کردند
🌺🌺🌺
و رتبه اول در آیین مهر رو به کلاغ دادند
کلاغ سنبل انتقال سر مقدس با کلام بود
بعد از آن زن یا همسر برایشان نماد هست
و کد ژنتیکی را توسط زنان لایران به انسان منتقل کردند
نماد سوم سرباز هست که از انسانها برای انتقام مقدس از یاران تاریکی و آرماگدون نهایی استفاده کنند

نماد چهارم نماد شیر هست که در سنبل شیر و خورشید هم ما آن را داریم که
نماد شیر نشانگر نژاد لایران هست
نماد پنجم نماد مرد پارسی که به لیران اسم کد شده ایران نهاده شد
نماد ششم خورشید نشان مهر و نماد فدراسیون نور هست که خداوند یکتا و خداوند آسمان و زمین هست
و نماد آخر نماد پیرهست که بالاترین مرتبه نمادین هست و به کسی که این اطلاعات را بدونه و نشر بده نماد پیر یا پیر مغان را به او میدهند

لایران ها باورمند هستند که روزی انسانها انتقام قابل توجهی از نژاد رپتلین خواهد گرفت

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

نژاد کریستالوئیدها و مگنتارها

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:49

اگر مدرک برای وجود کریستالوئیدها از من بخواهید بنده برای وجود انسان هم هنوز مدرک ندارم. من چیزی حدود 10 تا 12 سال اونور و 7 الی 8 سال اینور تحصیل کرده باشیم روی هم رفته ادعای دانایی ندارم. اگر کسی احساس می کند بسیار می داند میتواند از جمع ما برود چون ما دنبال حقیقت هستیم و دنبال اینکه کائنات خداوند را بکاوییم و آنچه که بصورت ادراکات شهودی برای عزیزان اتفاق می افتد.

آنچه که با دو دو تا چهار تای روزانه کمی تفاوت دارد. در آینده نزدیک تمام آنچه که به اشراق هست به دیدار منجر می شود یعنی تمام آنچه که در روزی که جز علم نبوده است مثل کل طول تاریخ، علم هم بزودی زود پنجره هایی به رویش باز خواهد شد که این مطالب درآن علنی خواهند کرد.


در یکی از جلسات گفته بودم که ما حرکت چرخه ی زنجیره ای ستاره ها را داریم یعنی شما اگر بخواهید بطور واضح مسئله را برایتان امشب بصورت فشرده باز کنم.

برایتان گفته بودم سحابی ها یا آنچه که ما آنرا غبار ستاره ای میگویم تشکیل دهنده ی اصلی ستاره هاست. به میزان نقطه جاذبی در انحنای فضا-زمان وجود دارد و این غبارها در یک جا جمع می شوند و معمولا آن نقاط مشخص در فضا-زمان گرانش بیشتری دارند که می توانند در آن فضا مواد و گرد و غبار ستاره ای دور خود جلب و جذب کنند و حالتی شبیه به تراکم غبار که اصطلاحا بهش ستاره می گویند تشکیل شود.

با گذشت زمان، کم کم ستاره تبدیل به غول قرمز یا غول سرخ بعد هم تبدیل به سحابی سیاره ای می شود. همچنین تبدیل به ابرنواختر یا سوپرنوا می شود. و در سوپرنوا ما با یک حرکت چرخه ای داریم که به سمت کوتوله سفید شدن در حجم کم و در حجم گستره ی زیاد، ستاره نوترونی را خواهیم داشت. همه اینها که گفته شد شامل زایش و مرگ ستاره است. هر کدام هریک از این پروسه؛ شامل زایش و مرگ است. که شعر "کی ازمردن کم شده ... " اینجا معنا می دهد

ابرنو اختر (سوپرنواها) به سه چیزممکن است تبدیل شوند: 1- کوتوله سفید، در موقعی که گرانش در آنجایی که ستاره خلق شده کم باشد به کوتوله سفید تبدیل می شوند. 2- گرانش زیاد باشد ستاره نوترونی خواهیم داشت. 3- یا در صورت گرانش بیشتر و جرم بیشتر سیاهچاله (black hole) تشکیل می شود.

سیاهچاله یک چیز نیست دو چیز است. در مبحث شرودینگر مقوله جابجایی و تاثیرگذاری در فضا-زمان در دو نقطه را داریم. بلک هول( سیاهچاله) و وایت هول (سفیدچاله) در جای دیگر در کائنات متصل بهم هستند.
مبحث شرودینگر میگوید؛ شما اگر یک الکترون را در یک سمت کائنات قلقلک بدید یک الکترون در آن سوی کائنات قلقک می شود یا اثر متناوب و مستقیم بر روی الکترون ها و هسته ها این اتفاق در مورد سیاهچاله ها هم هست. یعنی سرسیاهچاله یکجاست سر دیگر آن جای دیگر بوده که سفیدچاله می گویند.

مبحث امشب: مخلوقات خدا بی شمارند اینها دسته های مختلفی دارند: دسته های هوا ذات، آب ذات،آتش ذات، خاک ذات وهمچنین المنت ها و عناصری که هنوز در جدول مندلیف ثبت نشده است. یکسری از این مواد که در مگنتارها در واقع در ستاره های نوترونی آنها تولید می شوند موجب حیاتی در نزدیکی مگنتارها است.

دقت بکنید اگر ما می گوییم زمین جای حیات هست این به بدان معناست که زمین داخل خورشید حیات داخل خودش نگه نمیدارد در اطراف خودش یک محیط وجود دارد این حیات می تواند در اطراف هر واقعه ی مانند سیاهچاله، ستاره نوترونی؛ یک ستاره کوچک و عادی یا کوتوله سفید یا هر چیز دیگر باشد.
البته در خود ستاره و یا مثلا خود خورشید یکسری از موجودات می توانند زیست کنند اما همه موجودات در خود ستاره زیست نمی کنند و معمولا به دور و حول هر ستاره ای یک هابیتیبل زون ( habitatable zone ) وجود دارد. هابتیبل زون یعنی یک محیط قابل زندگی برای نوعی خاص از زندگی. حالا این نوع زندگی می تواند بر پایه ماده بر پایه الکترتون، نوترون، یابر پایه هسته یا گرانش باشد مبحث ما سر این نسیت.


پس در نزدیکی مگنتارها هم مثل نزدیکی خورشید ها که نوری می تابانند و نور آنها در پروسه حیات استفاده کرد، از گرانش مگنتارها هم در هابیتبل زون ( habitatable zone) محیط اطرافشان قابلیت زیست بوجود می آید. همونطور که در کائنات بوجود آمده است و این موجودات اصطلاحا کریستالوید نامیده می شوند.

وجود آن را بخواهیم توصیف کنیم؛ رنگشان شیشه رنگ هستند و در واقع همون تا حدود زیادی سرو شکل انسان را دارند با این تفاوت که کمرشان باریکتر از ماست سرشانه کمی پهن تر دارند همچنین ضوابط کلی قیافه شان شبیه انسان است. با این فرق که از ماده ای بنام کریستالوید تشکیل شده اند که درسیاره ای نزدیک ستاره های نوترونی زندگی می کنند و حیاتشان بر پایه ی کریستال، نور و گرانش بوده و از آنها انرژی و ارتزاق می کنند.

در سیاره خودمان زمین بر اساس نور خورشید گیاهان سبز می شوند. در مگنتارها و ستاره های نوترونی، این حیات در اطراف محیط قابل زیست به شکل کریستال هستند. گیاهان کریستال رنگ (شیشه ای رنگ)، حیوانات کریستال رنگ (کریست و موجودات خردمند کریستالوئید در آنجا زندگی می کنند.

در ضمن باید بدانید اگرمی خواهید به یک سوپرنوا،ا یک ستاره نوترونی یا به یک تپ اختر مستقیم پرواز کنید بسیار از زمین دور هستند و باید مسافت سالیانی در مسیر حرکت بین زمین تا آنجا سپری می کنید. البته با تکنولوژی های جدید شاید بتوان زمان–فضا شکسته و خم شود. و ما بتوانیم با استفاده از از الکترو مگنتیک ها برای خم کردن فضا_زمان استفاده کنیم که مقوله آن بحث دیگریست.

اما در ادامه مطلب؛ همانند ما که زندگی و حیاتمان ما بر پایه نور خورشید است و گیاهان بوسیله نور خورشید فتوسنتز می کنند و به زندگی ادامه می دهند، این موجودات کریستالوگ بر پایه گرانش زنده هستند.
در اطراف ستاره های نوترونی و همچنین مگنتارها یکسری گرانش پیش می آید ستاره ها در خود رمبش می کنند.(رمبش یا درون پاشی به فرو ریختن یک جسم به درون بر اثر گرانش خودش گفته می شود) در نهایت ستاره نوترونی پیش می آید. از آنجا حیات نوترونی سر و شکل می گیرد.
به شکلی که آنها همانند زمین ما در یک یا چند سیاره ( که اسمشون را بعدا خواهم گفت) شروع به حرکت آگاهانه و هوشمندانه ی زیست از چرخه ی خاص درون آب می کنند و پرورش پیدا می کنند.
البته مواد و عناصر تشکیل دهنده بدنشان بیشتر از زیر شاخه های هلیو م و گاز هلیوم است. اینها دریک محیط خیلی گرم که این گرما برای ما طاقت فرساست برای آنهایی که در اطراف ستاره های نوترونی زندگی می کنند. تنها چیزی که در یک مگنتارها بیش از حد وجود دارد جاذبه الکترومگنتیک است.

یعنی اگر شما بخواهید تصور کنید زندگی در یک مگنتار چگونه است؟، زندگی برای انسان با بدن گوشتی در مگنتارها سخت نیست مشکلی بدن ندارد. فقط اختلالاتی در فشار خون و برخی ارگان ها و سیستم بدن ایجاد می شود. اما بطور کلی جای خطرناکی برای زیستن انسان نیست.
همونطور که بدن ما در آتش می سوزد ولی بدن بسیاری از موجودات نوری در داخل سفینه هایی که ساخته اند وارد خورشید می شوند.
اما موضوع ما موجودات کریستالوئید هست آنها حیات، خوراک زندگیشان و دیوار زندگیشان بر پایه انرژی گرانش است. یعنی آنچه که توی سیاره آنها حرف اول و آخر را می زند (اگر در سیاره ما خاک و تراکم کربن و تفاوت نوع انواع کربن تاثیر می گذارد).
این کربن به نوعی دیگر در ستاره های نوترونی و مگنتارها هم وجود دارد که بعدا بحث آن را بعدا خواهیم کرد. اما اتفاقی که می افتد این است که این موجودات بنام کریستالوئید در مگنتارها زندگی می کنند و باعث می شود که در واقع حیات پر از گونه ها و اشکال مختلف حیات باشد............

ستاره تپنده ما در قرآن و انجیل و بسیاری از کتب در مورد ستاره های نوترونی همان ستارهه ای تپنده صحبت شده است. در قرآن نمونه آن سوره طارق"والسماء و الطارق" است چون طارق یکی از ستارگان نوترونی است که در قرآن از آن یاده شده است. در انجیل ودا همچنین از ستاره های نوترونی بعنوان تاثیر گذاران اصلی در کائنات نام برده شده است.

ستاره های نوترونی به دو دسته هستند: 1- پالسارها (تپ اختر؛pulsars) 2- مگنتارها
پالسارها ستارهای نوترونی چرخانی هستند که با سرعت زیاد دوران می کنند.از زمین مانند ستاره های چشمک زن به نظر میرسند که با ریتم منظم خاموش و روشن می شوند (ستارگان نبض گون بوده و انگار نبض می زنند).
اما نور پالسارها در واقع دچار نوسان و سوسونمی شوند. پالسارها دو جریان باریک و یکنواخت از نور در جهت های مختلف منتشر می کنند که به دلیل چرخش پالسارها به نظر چشمک زن می رسند. پالسارها ستارهای نوترونی چرخان هستند. پالسارها با سرعت های مختلف دور خود می چرخند. پالسارهای کند با سرعت یک دور در ثانیه تا پالسارهایی با سرعت بسیار بالا 500 تا 800 دور در ثانیه دور خود می چرخند .
پالسارها هم میدان گرانشی الکترومگنتیک قوی دارند.
مگنتارها ستاره های نوترونی با میدان مغناطیسی (گرانش الکترومگنتیک ) بسیار قوی هستند.که همین عمل تمایز آنها از سایر ستاره های نوترنی است. باعث انتشار پرتوهای پر انرژی الکترومگنتیک مثل پرتوهای ایکس و گاما می شود یعنی پرتوهای گاما و ایکس فوق العاده ای دارند.

در پالسارها با چرخش زیاد ذرات زیر اتمی از زیر خود خارج میکنند شبیه بادکنک که قسمتی از آن سوراخ شده و باد از خود خارج می کنند. خروجی پالسارها هست آن مواد هایی که قابلیت تجزیه نداشتند از پالسار بیرون می کنند. بقیه مواد را به صورت سوخت اتمی و سوخت گداخت بصورت فیوژن استفاده می کند.

فیوژن هم در ستاره های نوترونی مگنتار و هم پالسارها فعال هستند. در واقع مگنتارها شرایط ایجاد می کنند در سیاره های در اطرافشان تشکیل شده که حیات بتواند در آنها تشکیل شود و روح را به درون کالبدهای نوترونی ببرند و حیات زیست نوترونی رو تجربه کنند.
آنگونه به شما توضیح بدهم موجودات نوترونی، وجود شان شبیه شیشه رنگ هستند. تقریبا هیکلی شبیه انسان دارند اینها بچه دار می شوند. اما آمیزش شان بدین شکل هست که جفت مرد دستان جفت زن را می گیرد شکمش را به شکم زن میچسباند روبروی قرار گرفته، همدیگرو می بوسند و آن مسئله ی که در انسان وجود در آنها وجود ندارد. انتقال انرژیکال به رحم مادر در همین حرکت که اصطلاحا قرارگیری برای آمیزش گفته می شود اتفاق میافتد. برخورد و تلاقی جسم نر و مادر نقطه آغازین تشکیل یک موجود نوترونی جدید در رحم مادر میباشد.

آنچه که در مورد حیات کریستالوئیدها باد خدمتتون عرض کنم باید بگم اینها اکثریتشان گیاه خوار هستند. گیاهانی که ازخود کریستالون و برپایه خود ستاره نوترونی در سیاره های خودشان کشت می شوند و زندگی می کنند.

اینها بسیار از زمین دور هستند و اگر سحابی هایی که تبدیل به مگنتارها می شوند. اگر روزی ما به آنجا نقل مکان کنیم از نظر بیولوژیکی بدن ما مشکلی ندارد چرا که تراکم آنجا بر اساس جاذبه نیست، تراکم بر اساس الکترومگنتیک است. و بدن انسان ممکن است بخاطر الکترومگنتیسم زیاد این سیارات یکسری اختلالات در آغاز پیدا کند اما کم کم بدن ما خاصیتی که دارد خودش را با شرایط تطبیق می دهد.

حیات در مگنتارها و پالسارها سالیان بسیار دوری انتقال پیدا کرده است و الان هم در آنجا موجودات زندگی می کنند خاصیتی که بر اساس آن در مگنتارها و پالسارها موجودات کریستالوئید زندگی می کنند و حیات بوجود می آورند از گداخت هسته ای سرچشمه می گیرد.

همونطور ماکه در برخی مقالات برخورد کردیم که می گویند رپتالین ها نوع آلفا دراکو ها دو تا قلب دارند و از انرژی گداخت هسته ای استفاده می کنند یعنی درون بدنشان برای ادمه حیات و زیست از انرژی گداخت استفاده می کنند.
این تکنولوژی را از موجودات نوترونی به سرقت برده اند یا از ابتدا خودشون اینگونه بوده اند اطلاعی در دست نیست. اما آنها برای دریافت انرژی از انرژی گداخت استفاده می کنند.

آنچه که تولید انرژی یا الکتریسیته ضعیف نام برده میشود. بدن ما با سوزاندن کربن ها و اعمال یکسری واکنش ها ورفتارهای شیمیایی انرژی تولید می کنند. اما بدن آنها (موجوات کریستالوئید) با گداخت هسته ای (فیوژن) انرژی لازم را برای بدنشان فراهم می شود.
ضمن اینکه باید بدانید که زندگی و زیست کردن در جهان کریستالوئیدها قوانین فوق العاده انسانی تر و متعالی تر است. بخاطر اینکه اینها تمدن بسیار کهن تری از انسان ها دارند. اگر به آنها گفته شود با انسان ها زندگی کنید یا انسان شوید اصلا تمایل ندارند و با انسان ها زیاد خوب نیستند.

نگاهشان به زندگی روی زمین ، زندگی بسیار پست، بسیار سخت و فوق العاده آلوده است. بخاطر اینکه تکنولوژی آنها فوق العاده از ما جلوتر است بطوریکه ما را عصر حجری، وحشی و بدوی باور دارند . امیدوارم که روزی ما هم به آن شرایطی که زیست در مگنتارها و اطراف آنها رخ می دهد به آن تکامل برسیم.

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

سپر حفاظتی یا تشعشع دفاعی یا حفاظ امنیتی:

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:47

در شرایطی که پاینال گلند شما به یک حداقلی از پاکی و آرامش رسیده باشه، پاینال گلند اکتیو در اختیار داشته باشید

برای تشعشع سپر دفاعی ایجاد کردن در جایی مینشینید
اول فرکانس ذهنتون رو میارید در حالت آلفا یعنی انقدر سکوت میکنید در ذهنتون که مغزتون در حالت آلفا وارد بشه

حالت آلفا حالتیه که فکر کردن شما خاموش بشه یعنی اصطلاحا مغز وراج شما سکوت بکنه

به محضی که وارد فرکانس آلفا شدید باید تجسم کنید یک سپر به شکل شیشه ای و حباب شکل دورتادور وجودتون رو حفاظت میکنه از هر نوع انرژی بیرونی

بعد باید بگید به اذن و اراده پروردگار خودم رو از کلیه نیروهای شر در حفظ و امان بدار پروردگار جهانیان، با سپاس

مفهوم جمله هم همین رو برسونه کافیه
شما این رو اعلام میکنید و چند ثانیه ای توی اون حالت میمونید

تصویرسازی میکنید که این حباب کاملا شما رو در درون خودش نگه داشته
درون حباب پر از نور سفید رنگه

و این حباب شما رو از همه ی شرارت ها حفظ میکنه و از خدا اذن بخواید برای استجابت این قضیه و تصویرسازی بکنید

سپس آرام آرام از حالت آلفا بیرون بیاید ، چند نفس عمیق بکشید و سپس به حالت عادی برگردید.

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

مقدمه آموزش تله پاتی

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 17:46

اون عنصر اصلی که کار اصلی رو برای شما انجام میده چشم سومتونه

۲ جور آدم هست . چشم سومش کار میکنه و چشم سومش فعال نیست

اشخاصی که چشم سومشون فعال نیست و چاکراهاشون شارژ نیست اگر تله پاتی رو عملا همه چیش رو هم درست انجام بدن ، کار به مرز عمل نمیرسه

اگر شما به این یقین رسیدید که پاینال گلندتون فعال هست از هر کسی هر نوع آموزش تله پاتی بگیرید جواب میگیرید

اون چیزی که باید کار بدل سازی رو انجام بده در شما باید کار بکنه.
اون چیزی که بدل ساز رویا به حقیقته پاینال گلنده

پاینال گلند رویا رو به حقیقت بدل میکنه و شما در مسیر تله پاتی تصویر سازی دارید.
بدون اتصال به پاینال گلند و دسترسی به آجنا اگر پیش بهترین تعلیم گران تله پاتیک هم برید جوابی نمیتونید بگیرید

چون اون عنصری که باید تصویر سازی شما و سمبل های شما رو تبدیل به حقیقت بکنه پاینال گلند شماست

رویه:
وقتی چشمانتون رو میبندید و میخواید شروع کنید به تله پاتی
اول در صفحه تاریکی که در وجود خودتون دارید باید عمیق بشید یعنی بتونید فرکانس مغز خودتون رو مثل مدیتیشن هیچ بیارید پایین

انقدر بیارید پایین به نزدیک خواب آلودگی برسید بعد به راحتی توی ذهنتون یک سمبل میتراشید

مثلا یک علامت مثبت رو توی ذهنتون تصویر سازی میکنید، جلوتون اون علامت بعلاوه رو میسازید
در کنار اینکه این سمبل رو ساختید حالا عواطف یا انرژی ای که میخواهید و مد نظرتونه رو به این سمبل انتقال میدید

یعنی میگید مثلا به طور خاص من ابراز عشق رو به این بعلاوه دارم شارژ میکنم اصطلاحا

شارژ کردن سمبل به این شکله که در همون جایی که نشستید تصور میکنید از پیشانی شما یک سری دود سفید رنگِ پررنگ به صورت گردان حرکت میکنه و
میاد از پیشانی شما و میره به اون بعلاوه ورود میکنه

یعنی اون رویای شما یا تصویرسازی شما به این شکله که یک بخاری یا دودی از پیشانی سر شما خارج میشه
از پاینال گلند شما خارج میشه

و حس عشق رو یا حس دوست داشتن رو تسلیم سمبل میکنه
یعنی شما ادراک رو تسلیم سمبل میکنید با این کار

در واقع دود رو تصویرسازی میکنید توی ذهنتون که میاد و میره توی اون علامت بعلاوه مثبت (+) مینشینه و در اون جذب میشه

حالا پروسه تله پورتینگ اتفاق میفته
شما سمبل مورد نظرتون رو در جلوی خودتون همونجور که مجسم ایستاده حرکت میدید

و از سوی دگر اون شخصی که مدنظرتونه (شخص هدف) رو در صحنه ای که خودتون در اونجا حاضر هستید حاضر میکنید

یعنی مجسم میکنید که مثلا فلان کس اینجا روبروی من ایستاده
این علامت بعلاوه مثبت (+) که حاوی ارتعاش عشق هست مستقیم حرکت رو شروع میکنه به سمت هدف میره

به بدن هدف اصابت میکنه و به درون بدن او این علامت سمبل انتقال پیدا میکنه

حالا با تمرکز ذهنتون احساس رو دوباره بهش کالبد میبخشید و بهش حس میدید

دوباره یعنی احساس عشقی که به این شخص میخواستید بفرستید رو دوباره تبلور میدید درون بدن این شخص

احساس به این شکل تجسم پیدا میکنه که نور سفیدی نه دود سفیدی ( دود سفید مال سمبل هست )

نور سفیدی از پیشانی شما به پیشانی اون شخص برخورد میکنه و عشق رو شما حس میکنید که در وجودش داره دریافت میکنه

یعنی لبخند میزنه ،خوشش میاد حالش خوب میشه، این رو تصور میکنید

پروسه تا اینجا پیش میره و شما پروسه اصطلاحا تله پورتینگ یا انتقال مفاهیم رو به نحو احسن انجام دادید.

یعنی اگر شما تمام مفاهیم ،تمام تئوریها رو مو به مو درست انجام بدید اتفاقی نمیفته
اگر پاینال گلند شخصی که داره اصطلاحا بهش میگن فضاسازی رو اجرا میکنه (شخص فضاساز) فعال نباشه

هیچ اتفاقی رو در طرف مقابلی که هدف قرار گرفته بود نمیبینید

یعنی پیغام شما ارسال نمیشه ، اون چیزی که پیغام شما رو منتقل میکنه به شخص هدف صرفا و صرفا پاینال گلند شماست.

فعال سازی پاینال گلند: 👁👁👁

چجوری میشه پاینال گلندتون رو اکتیو کنید برای تله پاتی یا اهداف دیگر؟

چون فقط تله پاتی نیست که با کالبد احساسی و عاطفی خودتون میتونید انجام بدید

کلسیم برای پاینال گلند سمه، قرصهای کلسیم، مصرف زیاد ماست و شیر

هر گونه کلسیم اضافی که وارد زندگی شما بشه باعث میشه که شما بدنتون مشکل پیدا بکنه و پاینال گلندتون دچار کلسیفیکیشن بشه

پس کلسیم قاتل پاینال گلندتونه

باید از آب جوشیده استفاده کنید
مبحث دیگر نخوردن گوشته
پاینال گلند شما رو ضعیف و آلوده میکنه
باید پاینال گلندتون رو تقویت کنید

تئوری و عملی اجرای انتقال مفاهیم و سیمبولیزم و همچنین تارگت ها و مقوله های دیگر و یک نوع انتقال تله پورت مفاهیم یا آنچه که به کلام تله پاتی گفته میشود رو در خلاصه ترین فضای ممکن، فشرده ترین زمان و کاربردی ترین و عملی ترین روش تله پاتی که

در جهان بی نظیر و تقریبا اغلب افراد این روش رو تایید میکنن در جریان گذاشتم.

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

خواب دیدن و پاک شدن حافظه

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:26

علت فراموش شدن خواب:
دلیل اینکه بسیاری از خواب های شما پاک می شود، خود شما هستید
چون اگر مواردی را گه در خواب می بینید و تجربه می کنیدبه یاد بیاورید زندگی برای شما سخت تر می شود. بخاطر مصلحت خودتان آن را پاک می کنند.
چرا که کسی که لذت دنیای متافیزیک را تجربه می کند
درک لذت دنیای فیزیکی بسیار سخت و غیر قابل فهم است.


●چون مقایسه خواب های خوب با زندگی واقعی بسیار سخت است و برای انسان غیر قابل تحمل است که در چه جایگاه خوبی قرار داشته و الان دراین شرایط در روی زمین زندگی می کند.

● افرادی که خوابهای خوب می بینند نشانه‌این است که در درگاه الهی جایگاه خوبی دارند.

●در واقع با پاک کردن حافظه از انتقال خواب به قسمت خود آگاه جلوگیری می‌کنند.

باید بدانید اصل واقعیت چیزی است که در خواب می بینیدو خواب توهم و خیال نیست و عین واقعیت است.

در واقع این بیداری، یک خواب است و بیداری در واقع یک خود آگاهِ ناخودآگاه است.
(فضایی که نمی توانید بر همه چیز تسلط داشته‌باشید .)

ولی‌ هنگامی که خواب می بینید،
در شرایطی هستید که همه چیز تحت کنترل خودتان است .

قرار گرفتن دراین شرایط بسیار خوشایند و لذت بخش است.

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

مدیتشین هیچ و انواع CE  ملاقات پیر مغان با فرازمینی ها و پیام مهم فرازمینی ها

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:25

به دوستان گفتیم مدیتیشن کنید. مدیتیش رو به دو روش نه به صد روش انجام دهند، من خودم بیست روش را معرفی کردم که صدای ضبط شده موجود هست.

اما دو روش برای اتصال با فرا زمینی ها به شما توصیه کردم: 1- مدیتیشن تنفسی سایشی
2- مدیتیشن بی ذهنی (یا هیچ)
من خودم به مدیتیشن هیچ برای اتصال در واقع CE9 که یکبار هم تجربه برخورد از نزدیک از نوع نهم را داشتم در واقع موجودات فرازمینی را از نزدیک دیدم و با آنها صحبت کردم و مباحث زیادی و سوال هایی که یک عمر برای من مطرح بود باهاشون در میان گذاشتم

شما در مورد این مطلب چی فکر میکنید؟؛ فکر میکنید اینکه یک خیال بوده. نه دوستان خیال نبوده من اسنادی را در بدن خودم دارم که میدونم اون اتفاق واقعی بوده و رخ داده است و در واقع چیزی جز حقیقت نیست.

وقتی ما CE ها را معرفی می کنیم؛ شما اول باید روی مدیتیشن خودتان کار کنید. روی مدیتیشن بی ذهنی کار کنید به یک حداقل توانایی که من به آن میگیم شما چند ثانیه تا چند دقیقه توانستید مغز خودتان را خاموش کنید تازه میرسید سر اول داستان یعنی تا آن
شما موقع دارید مقدمات را طی کنید

( اگر میگم گوشت نخورید، آب جوشیده استفاده کنید، کلراید و فلوراید را از زندگی بیرون کنید بخاطر خودتان است ).

و این را مدنظر داشته باشید تمام این موارد رعایت کردن چاکراهای گلو برای غیبت نکردن، دروغ نگفتن، فحش و ناسزا نگفتن توهین نگفتن را اینها را رعایت کنید.

چاکرای گلو می تواند بسیار مهم باشد.

آنچه می گوییم CE تا CE9 که Close encounter یعنی برخورد نزدیک ؛ در CE1 اتفاقی که می افتد اینست؛ که شما ارتباط قلبی و ارتباط فرافیزیکال را با موجودات فرازمینی و یک سفینه خاص تجربه می کنید.

این سفینه میاد روی سقف آسمان شما را رصد کرده، پیدا میکنه و یک پیغام قطعی میده و بعد هم میره یعنی شما در CE1 تجربه ی نزدیک دارید؛ اما نه آن نزدیکی که در واقع تجربه مسافر و درک از نزدیک فرازمینی هاست.

اتفاقی که در CE1 می افتد در حد فاصل سطوح های مختلف درک کردن موجودات فرازمینی هاست . مثل اتفاقی که برای جناب قدرت در قبل انقلاب اتفاق افتاده بود در قسمت CE2 یا CE3 قرار می گیرد.

یعنی درک نزدیک از فضایی نزدیک و ارتباط و تبادل دیتا از طریق دیدن خود سفینه نه بیشتر .
ببینید دوستان نهایت امر، ما به اونجا میرسیم که با ما یک قراری گذاشته میشود سر قرار حاضر خواهند شد البته دو اتفاق خواهد افتاد.

ممکن است موافق باشند شما رو با خودشان ببرند، و ممکن هست با شما ملاقات کند و یکسری چیزها ر ابه شما بدهندو بروند و در واقع پروازی نباشد.

اتفاقی که می افتد اینست که اون عزیزانی که مثل جناب قدرت سفینه را از فاصله نزدیک رویت کرده است فکر نکنند اونیکه مثل من تجربه ملاقات نزدیک داشته موهبتی نصیبش شده است. نه دوستان.

اون کاری که یک سفینه از فاصله صد کیلومتری از زمین می تواند انجام بدهند در ملاقات حضوری هم همان کار را انجام می دهند یعنی توجه داشته باشید که مزیتی برای کسی که ملاقات حضوری تجربه می کند از نظر کیفی و متافیزیکال نیست. من اینجا میگم که بدانید موهبتی نصیب من نشده است .البته لطف دوستان به من است.

اما بدانید که از فاصله چند ده کیلومتری و چندصد کیلومتری هم اون کاری که می توانند بر بدن شما انجام بدهند، می توانند در فاصله نزدیک انجام می دهند. پس از فاصله چند صد کیلومتری می توانند را انجام بدهند بشرطی که شما به آنها متصل بشوید.
این اتصال را حالا در جلسات بعد بیشتر باز خواهیم کرد.

بینید C1 تا Ce9 نحوی مختلف اتصال شما به موجودات فرابعدی و فرار زمینی هست.
اتفاقی که در CE9 می افتد را من خودم تجربه کردم خب حالا سر یک قراری در یک جای خاصی مقرر شد. من به آنجا رفتم حالا اتفاقاتی رخ داد من نوری را از بالا دیدم.دور و بر چراغی نبود.

چون محیط؛ یک محیط بیابانی بود و بعد من یک نور بسیار پر رنگ دیدم که نزدیک و نزدیک تر شدو آنچه که یک عمر در فیلم های علمی تخیلی می دیدم به چشم دیدم.

پنج انسان از آن سفینه پایین آمد و فقط یک نفرشان فارسی بلد بود و بقیه به زبان های دیگری صحبت می کردند که من نمیدونستم وسوال هم نکردم که به چه زبانی هستند.
اما دوستان باید بدانید نژادی که من برخورد داشتم نژاد پلیدین بودند.

یک بانو مسوول صحبت کردن فارسی با من بودند. اسمشون هم تا آنجا که من یادم مانده است مایرا بود. بانو مایرا یکسری موارد را با زبان فارسی ساده به من در میان گذاشتند.

یکسری از مطالب و اتفاقات هم برای من افتاد که اونها جدا ست و شخصی تر هست و این حق را داشته باشم که یکسری چیزها را به دوستان منتقل نکنم.

اتفاقی که میافته این است که من به چه دلیل فرازمینی ها را ملاقات حضوری کردم؟ خیلی جواب ساده دارد. به من گفتند تو پیغام رسان ما برای پارسی زبانان هستی برو از جانب ما بگو.

در سال 2022 ما جلوی دولت های حاکم بر زمین خواهیم ایستاد اگر ارتباط مستقیم ما را با مردم را نپذیرند. ما مجبور می شویم دولت ها را سرنگون کنیم.

یعنی دولت های بزرگ را تهدید کردند در سال 2022 اگر تن ندهند به اینکه حضور و وجود و ارتباط مستقیم فرازمینی های نژادهای خیر را دولت ها نپدیرفتند. ما مجبور می شویم در یک عملیات نظامی دولت ها را سرنگون کنیم.

دوستان، اتفاق دوم خدمتان عرض کنم که به من گفتند؛ برو بگو ما سال 2022 به زمین برخواهیم گشت و هرچه که ناقص برجای گذاشتیم را پایان ببخشیم و حسن ختامی برایش باشیم.

آنچه را که من می گویم بعضی دوستان آمدند مسج دادند خب چرا میگی 2022 ، ظرف شش ماه تا یکسال آبروت می رود کاش لااقل بگی مثلا در آینده ی نزدیک.

دوستان من به فکر آبروم نیستم من امانت دار پیغامی هستم که باید این را به همه مردم زمین و و فاسی زبان بگم

به من گفتند برو با یقین قلبی باور داشته باش تا سال2022 یا صلح طلبانه یا با زور با مردم زمین ارتباط و حضور و وجودمون را علنی خواهیم کرد.

من پذیرفتم و اومدم و با خودم عهد کرده بودم که این ریسک را بکنم که در واقع با فاصله کمی سال2021 تمام می شود و بعد هم در آغاز سال 2022 قرار خواهیم گرفت.
اگر این اتفاق نیافتد من دست به خودکشی فضای مجازی زدم.

اما دوستان بدانید این اتفاق نخواهد افتاد و من بی آبرو نخواهم شد چرا که من آنچه در آن روز خاص با چشمانم دیدم و تجربه کردم و خدا را ناظر و آگاه بر لحظه خودم دانستم این اتفاق میافتد و در سا ل 2021 تا 2022 فرار زمینی ها بر خواهند گشت.

اما اینکه چه نژادهایی برخواهند گشت؟ فرازمینی های مثبت و فرا زمین های منفی و فرابعدی ها همگی به سمت زمین دارند می آیند و وارد ارتعاش کوانتومی ما خواهند شد.

فرازمینی ها در زمین فرود خواهند آمد اتفاقی بانو.بهش اشاره کردند .
ببینید در کهکشان دو جبهه تاریکی و نور داریم. در واقع نیروهای تاریکی
(dark forces)
و نیروهای نور(light forces) را داریم. در جبهه تاریکی اول آلفا دراکون ها بعد رپتایل ها بعد کل سیستم آرکان هستند را داریم

دارند روی زمین ما هزاران سال فقر و بدبختی و ظلم و ستم و تجاوز ر ابه انسان تحمیل میکنند تا ما از خودمون و وجودمون انرژی منفی ساطع کنیم.
آنچیزی که آنها دنبالش هستند ارتعاش و انرژی منفی در وجود ماست.

اگر زندگی شما سخت هست اگر زندگی پر مشکلات زیاد است این به دلیل نقصان خلفت خداوند نیست؛ دلیل تسلط موجودات شریر هست که هزار سال بر زمین تسلط کامل دارند.

اینکه دلیل ارتباط دولت های بزرگ با این موجودات شریر چی هست من اصلا نمی خوام وارد آن شوم.
من از شما دوستان صمیمیانه خواهش میکنم که این مطلب و پیغام را که فرازمینی ها وموجودات فرابعدی در سال 2022 برخواهند گشت را به دوستان خود انتقال بدید.

اونها به من گفتند آن کسی که استطاعت دریافت را داشته باشد پیغام را می گیرد می دانند که چه کنند.

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

نژاد انانوکی

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:24

نژادی هست که با موضوع خلقت انسان در بعد پایین تداخل داره
این نژاد رو نژاد کریان ها یا کاریان خلق کردن
انانوکی ها از لحاظ قد دو متر تا دو نیم متر قد دارند غده صنوبری این نژاد صد در صد باز هست
در انسان‌ها کسانی که در اشراق دست دارند فقط ده درصد صنوبری باز می‌شود
منظومه شمسی در آغاز دو خورشید داشته و یکی از آنها تبدیل شده به کتوله سفید و اثر بخشی خود رو از دست داده
و سیاره نیبیرو مثل یک زنجیر که دو منظومه رو بهم وصل میکنه سیاره ای است که جابجایی معنوی ارواح رو به عهده داره
نیبیرو در یک حرکت 3600 ساله نه تنها به دور منظومه شمسی و به دور خورشید میگرده به دور کوتوله سفید هم میگرده
نگرانی از جهت نابود کردن زمین بابت نیبیرو نباید داشته باشیم
زمانی که از کنار زمین عبور میکنه باعث سونامی و سیل و زلزله میشه
انانوکی ها و ایگی ایگی ها و تعدادی از رپتایل ها در نیبیرو زندگی می‌کنند

از زمانی که خدا بوده انسان هم بوده
انسان درواقع روح بوده نه انسان و خالق انسان خداوند هست
انانوکی ها برای تجسد انسان و سبک زندگی زمینی موثر بودند
آنها در یک پروسه مشورتی با فدراسیون کهکشانی قرار شد دست به خلقتی جدید بزنن روی سیاره زمین یا اریدو
اریدو نا بهنجار های فرکانس و گردش داشت سونامی های بسیاری می اومد و نظم درستی نداشت تمام این نظم جهت زندگی در زمین
توسط انانوکی ها بود که شرایط را مساعد کردن حتی ماه یک سیاره نیست بلکه سفینه است که بر بالای زمین مستقر شده جهت خدمات و یک سری رصد و جاسوسی هم برای انانوکی ها انجام میده و موجوداتی شریر هم در ماه زندگی می‌کنند که من به دوستان توصیه میکنم مدیتیشن های مربوط به ماه رو انجام ندن زیرا چرخه وارد شدن غیر ارگانیک ها به بدن رو بوجود میاره
جهت خلق انسان از رحم نیبیرویی استفاده کردن موجودی که اول بوجود آمد یک سری اختلالات داشت دم داشت بدنش چون از دی ان ای گوریل استفاده شده بود که زمینی باشه بسیار پر مو بود
و قوز داشت که از پلیدین ها کمک گرفته شد و دی ان ای انسان اصلاح شد
فدراسیون کهکشانی از تمامی نژاد هایی که به صلح رسیدن در آنجا یک شوری ایجاد شده و انانوکی ها تعهد رو اعلام کردن که تا انسانها به صلح درونی و برونی نرسیده اجازه ورود به فدراسیون کهکشانی رو ندارن شرایطش هم اینه که موجودی به دست انسان کشته نشه و انسان‌ها با صلح و صفا بتونن در کنار هم زندگی کنن اگر این قرارداد لغو بشه، توسط جنگ بین انسانها این پروسه 3600 دیگه عقب میافته
انسان تا الان دو بار به لب مرز تکنولوژی رسیده ولی با جنگی خانمان سوز رد شد

انانوکی ها اول ما را در باغی حدود خلیج فارس فعلی که ایدن نامیده می‌شد به معنی یادگار بهشت در آن باغ درخت هایی بود که کد ژنتیکی رو تغییر میداد و پاکسازی می‌کرد اینها با میوه هایی که مصرف میکردن یه سری تعالی ها در خرد و شعورشون پیش می آمد
اما فدراسیون کهکشانی در یکی از توافق هایش با انانوکی ها اعلام کرد که باید به این موجود جدیدخرد آگاهی اراده رو بدین یا انتخاب ازاد
که انانوکی ها گفتن اگر این خرد به انسان داده بشه دیگه نمی‌توان انها رو در این باغ نگهداشت
که نتونستن فدراسیون رو راضی کنن و این امر به وسیله دست کاری ژنتیک در نسل های بعدی انسانهای جدیدی به وجود آمد داری شعور و آگاهی که آنها به یک سری از حیوانات هم آگاهی دادن که با مخالفت فدراسیون کهکشانی تصمیم گرفته شد این نژاد های آلوده به دی ان ای آگاهی رو نابود کنند
کسی بود بین انانوکی ها به اسم انکی که بسیار دلسوز انسانها بودمعمولا کل نژاد انانوکی انسانها رو دوست داشتن چون مثل خالق و مخلوق بودن و خودشان هم به خدای اراده اول و آخر اعتقاد داشتن
و خود رو دستان قدرتمندخداوند میدانستند
انانوکی ها توسط انکی پیغامی به انسانها در باغ ایدن رساندند که با تعدادی از انها روی سر کوهی قرار گذاشتن
و آنها رو به سیاره خودشان بردند و نگهداری کردند سپس انسان رو به زمین برگرداندند و مقداری بذر گیاهان خوراکی و تعدادی حیوانات قابل نگهداری به آنها دادند و بعد هم تعدادی به کشاورزی مشغول شدند و تعدادی هم به دامپروری

انانوکی ها همراه پلیدین ها به زمین بازمیگردن که کار نا تمام خودشان رو تمام کنند🌺🌺🌺

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

نحوه ی بستن اورا و هاله

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:22

به این باور داشته باشید که در جبهه نور هستید و می خواهید نور بر تاریکی، نیکی بر شر پیروز شود؛ شما در جبهه نور هستید. مسلما این اتفاق برای تمام کسانی که خیرخواه برای بشریت هستند و دلشون برای زمین می تپد و در جبهه نور هستند، اثرات توپ های لیزری و اسلحه های که در واقع رپتالین ها و رپتایل ها و آلفا دراکونین ها استفاده می کنند. اثرش روی ما با تصورکردن بسته شدن هاله انجام می شود.


ضمنا دوستان یادتان نرود آن اتفاقی که کوماند را باعث می شود تصور کردن شما نیست. شما قبل از اینکه باید خودتان را در یک حباب پر از نور سفید فراوان و متراکم تجسم می کنید؛ باید بگویید:
" به اراده ی خدای کائنات من اورای خودم و یا اوراهای کالبدی خودم را بر روی تمام انرژی های مهاجم می بندم. "

صدا یک چیز خیلی مهمی در لایه اتریک و لایه انرژیک است. دوستان بدانید آنچه که بسیاری از کدها برای بسیاری از مثل کلید بعضی رمزهایی که بر روی کامپیوترهاست شما تا رمز مورد نظر کامپیوتر را وارد نکنید نمی توانید وارد ویندوز نمی شوید.

پس یادتان باشد صوت شما کلید اصلی اورا یا هاله ی شماست. باید اعلام کنید به اراده ی پروردگار جهانیان اورای خودم را بر روی تمام انرژی های تاریک می بندم (یا بر روی تمام موجودات یا انرژی های مهاجم) می بندم. بستگی دارد که ببنید شما آن روز چه موردی و مشکلی شما داشتید یا چه اتفاق افتاده است.

وقتی فرمان صوت صادر کردید و بعد خودتون را قشنگ تصور کردید( تصویر کردید) حضور درون بدن خودتان را درون یک حباب سفید نورانی تجسم کردید وقتی که تجسم کامل شد چشم هایتان آرام آرام باز کنید و به حالت عادی برگردید. در واقع لایه اورای شما (لایه های اورای شما) بر تمام کالبدهای شما بسته خواهد شد.

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

نژاد پلیدین

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:21

جبرئیل امین یا به اصطلاح انجیل گبریل
پلیدین هست

که طول عمر زیادی داشته و الان هم در کهن سالی خودش هست
یک قانون در جامعه پلیدین ها این هست که
علاوه بر اینکه رهبر دارند
یک رهبر جوان و مدیری هم دارند که کارهای استراتژیک انجام میده
الان رهبر پلیدین ها جبرئیل امین هست
که بسیار شخص شریف و نورانی هستند

شخص دیگری
که مسئولیت های عملیاتی رو به عهده دارن جیمنیول پلیدین هست

بسیار جوان بسیار نورانی
و فوق العاده معنوی و مهربان هستند
که از نژاد لایران و پلیدین هستند

پلیدین ها در سیارشون پول ندارن
و سیستم خدمات مسئولیت پذیرانه
رو استفاده میکنن

یعنی اینکه هر کس بر اساس توانایی و دانش و تجربه خودش در روز هشت ساعت کار میکنه و به بقیه خدمت میکنه

پلیدین ها
بیماری و مشکلات ژنتیکی ونقص عضو ندارن چون قبل ازاین که ژن در رحم مادر پرورش پیدا کنه دست کاری ژنتیک میکنن و فوق العاده در مهندسی دی ان ای پیشرفته هستند

در دوره هایی هم روی دی ان ای انسان تاثیر گذاشتن که بعد تر ها توست رپتلین ها و ابلیس که یکی از الفادراکونین ها است ساختاری اتفاق افتاد که روی ژنتیک انسان اثر بدی گذاشت

و ما رو گرفتار مسائل بدی چون حسرت غیبت دروغ و دشمنی کینه و بسیار مشکلات دیگر کرد
انسان شرایطی رو تجربه کرد که با وجود عشق به خداوند بدی رو هم درک کرد

پلیدین ها به خداوند اراده اول آلفا و امگا میگن و خدایی که خدای آغازین و اراده اول هست

و بی نهایت به خداوند عشق میورزند
پلیدین ها اعتقاد دارند که یک خدا وجود دارد خدایی که اراده کرد که باش و بود
دقیق جمله ای که آنها گفتن را بنده بیان میکنم

ساختار ملکه ای در جامعه پلیدین ها حاکم هست بالاترین مقام پلیدین ملکه هست

خانواده و زن برای پلیدین های نر بسیار مهم هست
مردها قوانینی دارند که اگر از روبرو با زن بیگانه ای روبرو بشوند باید بدنشون رو بیست درجه به جلو خم کنند و عبور کنند حتی بدون شناخت و زن مختار هست که پاسخ بدهد یا ندهد

پلیدین ها معتقد هستند چون خلقت از زن صورت میگیره و حاملگی و سختی ها رو مادر تحمل میکنه مادر رو در مقام خدایی محترم میشمارند

درجامعه پلیدین ها تمام مقام های سیاسی و اجتماعی رده بالا در دست زنان هست

در انسان علاوه بر ژن تمام موجودات ژن پلیدین هم وجود دارد

دکتر فرانسیس زمانی که ژنوم انسان رو باز کرد 27 نژاد فرازمینی پیدا کرد که در کتب پزشکی ثبت شد

انسان معجون آفرینش هست هدفی که انسان رو خلق کردن این بود که موجودی صفات معنوی رو داشته باشه در قبال‌ ان صفات پلیدی رو هم داشته باشه

و دی ان ای همه نژاد ها و موجودات رو دروجود خودش داشته باشه که در کائنات خداوند کسی این ژنوم را ندارد و این ژنوم سبب افتخار انسان هست و باید شاکر خداوند باشیم

پلیدین ها از ما میخوان با بالا بردن تکنولوژیمان با کمک پلیدین ها در صلح و رفاه و آرامش در فضایی معنوی زندگی کنیم

و ما هم مثل آنها در ساختار زندگیمان پول نداشته باشیم
پلیدین ها از ترکیب نژاد لایرا و ترکیب آن با ارکتورین به وجود آمده

و این تمدن‌های که با ژن پلیدین مربوط هستند و درصد بالاتر ژنوم را دارند تمدن تائو و تمدن آندرومدا تمدن ارتورست و همچنین انسان کنونی هستند
درواقع پلیدین ها پدران اجدادی ما هستند

زمین مکانی هست که پلیدین ها در آن
مداخله و اصلاح نژاد کردن و بعد هزار سال برمیگردن که کار نا تمام خودشان را تمام کنند و به کمک منجی بشر صلح و صفا و صمیمیت و خیر و برکت رو برگردانند

آنها مخالف سلطه و بهره برداری و برده داری هستند
آنها در سال‌های آینده حضورشان رو در بین ما علنی خواهند کرد و ما زمینی در صلح و صفا را تجربه خواهیم کرد به امید آن روز آمین 🙏

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

آیا فرازمینی‌ها هم همچون ما در جهان‌های موازی بی‌نهایت هستن؟

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:15

- آن‌هایی که روح دارن بله
آن‌هایی که روح ندارن
Artificial Intelligence
نه

مسئله بعدی ما اِی آی ها(AI) , هوشهای مصنوعی هستند

یکی از مشکلات بزرگ آینده
همین خواهد بود

آن‌هایی که روح دارن مثل ما شامل نژادهای مختلف تکرار پذیر و لایه به لایه هستن

یعنی یک زندگی نیستن

من معتقدم هر پروسه و حرکت سماوی یک دور و گذار خودش رو داشته باشه

با نظریه‌هایی که تعداد جهان مشخص دارند بیشتر کنار میام

اون‌هایی که روح دارند حتی اگر موجودات نژاد دیگه هم باشند شامل اون لایه به لایه بودن میشن

ما آدم‌ها هم همه یک جور نیستیم

روی زمین دو جور انسان داریم

انسانی که انسان هست و انسانی که انسان نیست

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

به شدت از اجنه و فضایی‌ها می‌ترسم باید چکار کنم؟

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:14

اولاً تمام موجودات بدون این‌که شما اجازه ورود بهشون بدید
اجازه ورود متافیزیک یا ماورا به زندگی شخصی وجود نداره

یعنی باید برید یک سری کارهای ناپسند انجام بدید تا راه اون‌ها باز بشه به زندگی شما

درمورد موجودات مابعدالطبیعه موجوداتی مثل نژاد سایه (جن...)

تا اجازه از سمت شما با روش‌های ناپسندی انجام نشه به زندگی شما اجازه ورود ندارند

الا موارد استثنا
شامل موقعی می‌شه که این موجودات برحسب دو مطلب ممکنه به زندگی شما ورود کنند

یکی نژاد موازی یا اصطلاحاً همزاد

که اون هم بی‌دلیل نیست
کسی که همزادش وارد زندگیش می‌شه این‌ها اثرات کارمیک داره

بالای نود درصد افراد دچار تخلخل جهانی نیستن یعنی اصلا همزادشون کاری باهاشون نداره

اون موارد خاص دلیل‌های خاص داره که شامل همه نمی‌شه

اگر کسی موجودات سایه به زندگی‌اش ورود کردن
یا خودش این کارو کرده یا کسی برای شما از جادوی تاریک استفاده کرده

که مورد لعن خدا هستند و بسیار کار ناپسند و ناجوانمردانه‌ای هست

موجودات فضایی و فرازمینی‌ها

به‌صورت مستقیم وارد زندگی کسی نمی‌شن در پروسه سی ای (ce) نه گام باید طی بشه

باید دارای رابطه مستحکمی با این موجودات بشید ارتباطتون باید تقویت بشه

در پروسه سی ای نه گام را طی بکنید تا به مرحله ملاقات حضوری برسید

و بعد هم این‌ها معمولاً از ما گریزان هستند

مگر این‌که ما بریم به سراغشون و به سمتشون عشق بفرستیم
ارادتمون رو نشون بدیم و درعمل کم‌کم اعتمادسازی کنیم

همیشه به خداوند خودتون رو بسپرید
و نگران ورود این موجودات به زندگی‌تون اکیداً و ابدا نباشین

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

کتابخانه آکاشیک

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:13

در قرآن و تمام آیین ها از کتابخانه اکاشیک یاد شده
که قرآن آن را به نام ام الکتاب معرفی میکنه

نحوه ورود

مدیتیشن هیچ که اصلا احتیاج نیست اول نیت کنید
هر زمان که به خلا ذهنی یا همان خلسه رسیدین
درخواست ورود به کتابخانه رو میدین
و به درون زمین میرید و بعد در طبقات پایین تر و نهایتا وارد غاری میشوید که کتابخانه ای کریستالی با ورق های شیشه ای اون کتاب‌ها رو برمی‌دارید و سوال‌هایی که دارید مطرح میکنید توی ذهن خودتون و جواب خود را خواهید گرفت

تمام اطلاعات در باره زندگی انسان
زندگی های قبلی و یا زندگی های بعدی
بیماری هایی که اطلاع دارید یا در آینده ممکن است برای شما پیش بیاد

و موارد دیگر مربوط به زندگی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ و انسانهای دیگر که
زمان مرگ این کتاب برای هر کسی باز خواهد شد

و توصیه میکنم در باره اطلاعات زندگی خودتون زیاد کنکاش نکنید

و جستجو در زندگی دیگران به هیچ عنوان انجام ندهید چون یک سری دسترسی ها و توانایی ها رو برای انسان کم میکنه.

یا کتابخانه کیهانی
کتابخانه ای کریستالی است که متون آن با نور است که بسیار زیبا است

مسئولینی دارند که نورانی هستن و نگهداری از کتابخانه به عهده آنهاست

آکاش به معنی ثبت اسناد راستین

هر مساله پیچیده در زندگی و هر مساله ای که از کسی نتوان پرسید در این کتابخانه جوابش را خواهید یافت
و همچنین مسائل معنوی و پیچیدگی های مسائل فرا طبیعی
کتب نجوم و استرولوژی
علم طب و پزشکی
در مورد نژاد های زمینی و فرازمینی
ونوع تصمیم گیری کائنات برای خلقت موجودات مختلف
درباره تکنولوژی های پیشرفته و مدرن انچه هست و آنچه در آینده بشر قرار هست دست پیدا کنددر گنجینه اکاشیک ثبت هست همانطور که تسلا و انیشتین و بسیاری از دانشمندان دیگر با کمک گرفتن
از این کتابخانه به پیشرفت هایی دست پیدا کردن

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

کمر بند فوتونی

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:12

از حدود چند هزار سال پیش تا الان ارتعاش زمین در حدود 7/83 هرتز بر پایه طنین شومان بود.

طنین شومان: بر پایه تلاقی حفره های درون زمین با لایه های جو زمین فرکانسی بر پایه هرتز تولید می شود که به آن طنین شومان می گویند.

در حدود هزاران سال بود که طنین شومان در حدود 7/83 ودر همین حدود مانده بود و بالا نمی رفت.

ولی از سال 2012 و کمی قبل تر از آن طنین شومان ،دچار نوسان شدو فرکانس آن رو به افزایش رفت .طوری که تا28، 30، 54وحتی در مواردی به 120 هرتز رسید.و دیگر به 7/83 هرتز برنگشته و الان در حدود 20 هرتز فرکانس زمین است.

این نوسانات در طنین شومان در سلامتی افراد تاثیرات مختلفی می گذارد.

انسانهایی که چاکراهاشون باز نباشه و یا حداقلی از چاکراهاشون باز نباشد.در فضایی که طنین شومان هرتزش بالا می رود، زندگی برای این افراد غیر ممکن می شود این افراد در اثر بیماریهایی از دنیا خواهند رفت. چراکه زمین در حال ترکاندن خودش است و تنها کسانی می تواند در سطح زمین زندگی کنند، که این فرکانس جدید تولید شده با هرتز بالاتر را بتوانند تحمل کنند.

در واقع باید بدانیم، از سال 2012 واز قرن 21 که از سال 2000 به بعد فرکانس زمین از 7/83 هرتز به 8 هرتز حرکت کرده و در حال بالا رفتن است.
حتی به فرکانس 100 و حتی بالاتر هم می رسد و الان در حدود 20 به بالا می باشد.

در واقع اتفاقی که در حال رخ دادن است این است که زمین ما در مسیری که در حال حرکت است ،وارد فضایی بنام کمر بند فوتونی شده است.

کمربند فوتونی چیست؟

زمین وارد فضایی می شود که نور سفید رنگ دارد اما گرما ندارد.
فوتونها در هوای اطراف ما حضور خواهند داشت.
البته فوتون در نور همیشه وجود دارد.

هر 12هزار سال زمین یک واکنش می دهد و وارد فضایی می شویم که پر از فوتون است.
چون به شکل کمربند است و حلقه مانند است،
وقتی که وارد این حلقه می شود می گویند وارد کمربند فوتونی شده ایم.

در اثر این اتفاق می گویند که پروسه معراج کلید خورده است.

یعنی اتفاق معنوی خاصی رخ می دهد که انسانها روی به معنویات می آورند، آگاهی های خاصی دریافت می کنند، الهامات خاصی دریافت می کنند ، احساساتشان تغییر می کند، شیوه زندگیشان تغییر می کند،و در نهایت در آب و هوای زمین یک نور بدون حرارت

● آب و هوای زمین را یک نور بدون حرارت
احاطه می کند.


●هوای اطراف شما قابل دیدن است.( نور سفید رنگ)


●غده پینه آل (غده صنوبری ) به طور ناخواسته
فعال می شود و ما پر از الهامات،وحی،آگاهی جدید می شویم.


●ارتعاش زمین تا هرتز های بالا صعود می کند و فرکانس شومان به خاطر دریافت انرژي فوتونی
بالا می رود که این اتفاق شرایط را خاص می کند.
بعضی از انسانها توانایی زندگی کردن در این شرایط خاص را ندارن،چون ذهن خود را نسبت به بسیاری از آگاهی ها بسته اندو در سطح آگاهی پایینی قرار دارند.
این دسته از افراد نمی تواند شرایط جدید را
تحمل کنند و به دیار باقی خواهند شتافت.


●زنده ماندن افراد به خوب و بد شخص بستگی ندارد،بلکه به این بستگی دارد که شخص بتواند در شرایط جدید زندگی کندو طاقت بیاورد .
همه بدنها و آگاهی ها تحمل زندگی در این شرایط را ندارند.

●ورود به کمر بند فوتونی هر 12 هزار سال یکبار رخ می دهد . اما این بار کمی متفاوت است .بشر به خاطر دانش و آگاهی که بدست آورده است و پیشرفتی که کرده به لب مرز دانایی وخرد رسیده
است.
درواقع به لب مرز کهکشانی شدن و حیات ستاره ای رسیده است وحالا بشر آماده آخرین گذر خود
به آگاهی است.


●یکسری بی نظمی در زندگی بشر بوجود می آید
مثلا طول شب وروز تغییر می کند
ممکن است مثلا ۷۰ تا ۸۰ ساعت روز داشته باشیم یا ۱۰۰ ساعت شب داشته باشیم.

●این بی نظمی ها موقت است و جای هیچ گونه
نگرانی و ترس ندارد.باید خودمان و آگاهیمان را
آماده این تغییرات کنیم.

●حدود ۲ هزار سال در این کمربند زندگی خواهیم کرد.

●احتمال اینکه چند شب سرد داشته باشم زیاد است.سعی کنید آمادگی این شرایط را داشته
باشید.

■مزیت ورود به کمربند فوتونی:

●با ورود به کمربند فوتونی بشر به تکنولوژی های زیادی دست پیدا می‌کند.

●از فوتون می توانند برق تولید کنند. انسان می تواند به برق رایگان دست پیدا کند.

●به تکنولوژی های پیشرفته پزشکی دست یافت.

●دیگرکسی نمی تواند به دیگران دروغ بگوید. چون غده پینه آل انسان‌ها فعال شده و می توانند ذهن دیگران را بخوانند.

●در واقع با ورود به کمر بند فوتونی زندگی بهشت گونه در روی زمین آغاز می شود.

●افراد به سطح آگاهی بالا می رسند و ارتباط معنوی خاص میان انسان‌ها و تمام موجودات
برقرار می شود .


●سطح آگاهی انسان و تمام موجودات بالا خواهد رفت و ارتعاش طنین شومان بسیار بالاتر خواهد رفت.

●یک سری الهامات و اتصالات
معنوی خاص بین موجودات
رخ خواهد داد.

●انسان‌ها می‌توانند ، ذهن خوانی کنند.

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

شفا بخشی کالبدی

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:11

چند دقیقه جایی بنشینید
ذهنتون رو متمرکز کنید به اینکه
فکر نکنید

اول تا حد ممکن ذهن رو خاموش کنید
بعد چشمهاتون رو ببندید

کف دستتون رو با فاصله نزدیک از بدنتون
( جایی که عارضه داره ) نگه دارید

بعد بگید:
*انرژی چی برای شفا میفرستم
برای خودم*

تصور کنید از وسط یه کهکشان حلزونی شکل نوری سفید میاد
وارد دست شما میشه

بعد بوسیله مشت دستتون، اون رو به سمت عضوی که درد داره ببرید

و تصور کنید نور سفید با فشار شدید و با فوران زیاد به بدنتون میخوره

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

ماهیت وجودی گرگینه ها چی هست ؟  آیا اینها موجوداتی هستند که به وسیله جادوی سیاه ساخته شدن ؟

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:11

آیا اینها موجوداتی هستند که به وسیله جادوی سیاه ساخته شدن ؟

اولاً گرگینه ها ماهیت اتری دارند
و مخلوق خدا هستند

به‌هیچ‌وجه از طلسم سیاه خلق نشدند
در بعد اتری وجود دارند

مثل یونیکورنها و بقیه موجودات

گرگینه ها کاملاً موجوداتی واقعی در بعد اتری هستند

و گاهی هم بسته به جادو به دنیای فیزیک میان

این نکته ای هست که دوستان دقیق مطرحش نمی‌کنن

و ذات گرگینه ها رو زیر سوال میبرن
و من هم براشون متأسفم که
یاد نگرفتند به مخلوقات خدا به موجودات مختلف احترام بگذارن

به ذات موجودات احترام بگذارن

اون قضیه جادو مربوط به انتقالشون به بعد ما میشه

ربطی به ذات ماهیت گرگینه ها نداره

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس با آینه:

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:10

دقیقا اون کسی که باید تایید بکنه شما رو، توی آئینه هست

باید رو به آیینه بایستید نه رو به افراد

اون کسی که باید به داد شما برسه توی آیینه هست
باید روزانه با آیینه صحبت بکنید

هم از نظر فیزیکال هم سایکولوژیکال (روانشناسی)
روی روان شما اثر خواهد گذاشت

بر اساس قانون جذب شما خودتون رو توی آینه حمایت کنید
روزی ۱ تا ۳ بار

جمله های انگیزاننده ، مثبت و هدفمند

این جملات رو به خودتون بگید و وقتی دارید میگید حواستون به گوشتون باشه

بشنوید چی دارید میگید

به مدت چند ماه روی آینه کار کنید

اول از زیرساخت باید درست کنیم

روی صدای خودتون متمرکز بشید و جملات مثبت انگیزاننده بگید.

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

لایت ورکرها و استارسیدها

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:9

●لایت ورکینگ(light working ):

هر کسی که کار نور کاری را انجام می دهد،
می تواند کارگر نور باشد. اما نمی تو اند لایت ورکر یا ارتباطات انرژیکی داشته باشد.


●ویژگی لایت ور کرها:🌞🌞🌞🌞🌞

■در میان ما انسان‌ها افرادی هستندکه بصورت آگاهانه از نژادی خاص از پدر و مادر فرازمینی به زمین منتقل می شوند

■بعضی از لایت ورکرها استعداد خاص و درونی دارن و از بچگی و نو جوانی بدون هیچ گونه آموزشی از جانب پدر و مادر، شروع به مدیتیشن می‌کنند.

■متوجه جذب و دفع انرژی می شوند،متوجه بعضی از حقیقت ها در زندگی مادی می شوند،
متوجه می شوند که بعضی از اطلاعات را می توانند دریافت کرد و بعضی اطلاعات را می توانند انتقال دهند

■این افراد بدون هیچ گونه آموزشی قدرت انتقال ،دریافت و پردازش انرژی را در درون پینه آل (غده ی صنوبری )دارا می باشند.

■این افراد مستعد دریافت انرژی های معنوی و ارتباطات تله پاتیک هستندو بسیاری از اطلاعات و پیغام هارا از همان کودکی و یانوجوانی دریافت می کنند.

■این افراد به امور معنوی علاقمند هستند و احساس مسئولیت می‌کنند و احساس می کنند که وظیفه خاصی بر عهده ی آنهاست و این اطلاعات هم در برخی موارد به آنها داده می‌شود مثلا با مدیتشن و سر و کله زدن با انرژی ها ی درون غده ی پینه آل متوجه می‌شوند که می توانند یک سری تصاویر ،اطلاعات را دریافت کنندو پدر ومادر این افراد شدیدا شگفت زده می شوند زیرا که خودشان چنین ویژگی هایی نداشتند و فکر می کنند که فرزندانشان نابغه هستند.

■باید به این نکته توجه کرد که همه ی ما علاوه بر پدر و مادرهای زمینی ،دارای پدر و مادرهای معنوی نیز هستیم.یعنی روح و کالبد اثیری ما دارای پدرومادر کهکشانی و کیهانی هست.البته لزوما همه ی افراد صاحب پدر و مادر کهکشانی نیستند،اشخاصی که استار سید(star seed)می باشند دارای چنین پدرو مادرانی هستند.

■این اشخاص زمانی که بزرگ می‌شوند احساس می کنند که زمین جای مناسبی برای آن‌ها نیست و کسی آنها را درک نمی کندو شرایط زمین برای آن‌ها قابل درک و فهم نیست و چیزهایی که در مدرسه بر آنها تحکیم می شود برایشان اصلا جذابیت نداردو غیره...........

■استارسیدها در خودشان احساس یک سری تغییرات هورمونی و انرژیکال می کنند و متوجه یک سری علوم می شوند که نمی دانند از کجا آمده ولی چون حافظه ی آنها دراین دنیا پاک شده به یک سری مشکلات برمی خورند و متوجه می شوند که روحیاتشان با بقیه دوستانشان متفاوت است.واین تفاوت از درون می باشد.و متوجه می شوندکه دانش را از طریقی که مربوط به مدیتیشن است می توان انتقال داد. و نور بصورتی در دریافت مدیتیشن قابلیت انتقال دارد. و یا در فرکانس خاصی مغز را ران کردو اطلاعات را بصورت دیتا روی وب کیهانی بارگذاری کرد واگر کسی مغزش را خالی کند می تواند روی آن فرکانس بیاید و اطلاعاتی را که یک لایت ورکر در جایی از کیهان ثبت کرده دریافت کندو برعکس آن هم می تواند اتفاق بیافتد.

●تفاوت لایت ورکر ها و استار سیدها:⭐️🌞

■لایت ورکرها تلاش می کنند که موجودی معنوی باشند و بروی کائنات تاثیر گذار باشند.

■اما استار سیدهادارای یک سری توانایی‌های خاص هستند که لزوما همه ی لایت ورکرها این توانایها را ندارندو این بخاطر تغییرات دی ان ای و تفاوت دی ان ای استار سیدها می باشد.

☆دوستان باید به این نکته توجه کرد که استار سید بودن یک نعمت نمی باشدو فقط یک مسئولیت می باشدو یک سری کارها به عهده ی اوست و باید بسیاری توانایها را کسب کند

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

جهانهای بعد ۶ تا بعد ۱۲

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:9

جهانهای معنوی بهشت گون

از بعد ۱۲ به بالا جهان های عدم گفته میشه
و در جهان های عدم ما ساختار و ادراک و حیات و به طور کل ساختار جدیدی رو داریم

در جهانهایی که بهشون جهان عدم گفته میشه بر پایه ماده تاریکه
تا بعد ۱۲ بدن شما بر ساختار مادی ساخته شده

جهانهای ماده تاریک که در وادی عدم هست که با ماده و ساختار مادی فرق داره

شامل جهانهای نوترونی، جهانهای دارک متر یا ماده تاریک ، جهانهای سایه، جهانهای پادماده

هر دفعه که میمیرید دفعه بعد که متولد میشید تواناییهای جدیدی به بدن شما اضافه میشه

از جمله دریافت نور با اعضای بدن
(در وادی عدم) با نوری که از آفتاب جذب میکنید فرق داره

لذتی عجیب رو از این نور سفید زیبا خواهید برد
نمیشه گفت چه حسیه
حس امنیت، غرق در نور ،شادی و آرامش، امنیت خانه، حس مادرانگی، حس مادر و فرزند
چیز عجیب غریبیه

مطلب دیگه ای که تجربه میکنید حرکت در فضازمانه ( مباحث دنیاهای عدم )
قابل بیان نیست.

نوشته شده توسط: فرشته خاکی

جهان های موازی

پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۳ 14:7

هر کدوم از ماها یک نسخه از کل کائنات هستیم یعنی بی نهایت انسان دیگر در کائنات بوده، هست و خواهد بود

یک پروسه بی نهایتیه اتفاقات و وقایع

و پروسه ی قرینگی :
جهان به دو سو ترسیم میشه، یک سو به سمت انرژی و یک سو به سمت ماده

یعنی الان که اینجا من کسی هستم
در عنصر شما یک جهان جسمی وجود داره،یک جهان فیزیکال وجود داره

همراستا با همین جهان یک جهان انرژیکال وجود داره که اصطلاحا در عرفان ،در متافیزیک، در ادیان به اون جهان باقی یا جهان معنوی گفته میشه

جهان معنوی جایی فراتر از ماده نیست.
هر جایی که تراکم ماده داره ، تراکم معنوی انرژیکال هم داره

جهانهای موازی به ما میگه که هر چیزی که جسم داشته باشه تراکم انرژی هم داره و این ۲ تا رو از هم لاینفک میدونه

در جهان های موازی زمان حکم نمیکنه.
اولا گذشته، حال و آینده همش یکیه و همیشه از جلو به سمت انتها نیست.

در جایی که من و شما هستیم کودکیم، بزرگ میشیم ، پیر میشیم و میمیریم اما
در جهان قرینه اینگونه نیست

اول پیر متولد میشید ،بعد جوان میشید بعد کودک میشید بعد میمیرید

همه موجودات یک زندگی قرینه و مقابل هم دارن و یعنی ۲ حالت حرکت زمان رو با هم یکی میکنه

جهانهای موازی قوائدی هم داره، میگه شما یک نسخه از کل حقیقت هستید

هر کدوم از ماها نسخه های دیگری هم داریم
نظریه ۷ گانه، نظریه ۱۲ گانه و نظریه بی نهایت که معتقده ما در بی نهایت جهانهای مختلف داریم زندگی رو تجربه میکنیم

به این شکل که شما در اون جهانها کارهایی رو که در این جهانی که هستید انجام نخواهید داد

مثلا در این جهان در این لحظه یک انتخاب خاصی رو انجام میدید (چای ریختن ) در این لحظه در جهانهای دیگر کارهای دیگری رو انجام خواهید داد

اینا بعضی وقتها روی هم تلفیق میکنن یعنی ۲-۳-۲۰-۱۰۰ جهان شما چایی میریزیدو در ۲-۳-۲۰-۱۰۰ جهان هم شما چایی نمیریزید .

به طور خلاصه : تعریفی که بر اساس نظریه یانگ ، نظریه دونقطه عبور نور و همچنین نظریه گربه اثر شرودینگر که گربه نه زنده هست و نه مرده بلکه گربه زنده مرده هست
اون چیزی که حقیقت محضه تمام واقعیته
دوستان عارف میگن: جنگ ۷۲ ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

یعنی هر کسی یه تیکه رو چسبیده ول نمیکنه
در حالیکه باید از همه زوایا به مسائل نگاه کرد یعنی از زاویه های مختلف، جاهای مختلف و از اندیشه ها و دریچه های مختلف به طور کل و کامل

بهش نظریه همه چیز هم گفته میشه

به خاطر اینکه در نظریه جهانهای موازی اکثریت به این قطعیت و این نظر رسیدند که جهان ما یکی از جهانهای کل هست

جهانهای کل در واقع تشکیل میدند کل واقعیت رو

به اونجا میرسن که میگن که هر کدوم از استاد کسی ها که میگن من جهان واقعم دروغ گفته

در واقع حقیقت جزئیست از کل واقعیت

و ما در این زندگیمون قسمتی از وجود واقعی خودمون رو تجربه میکنیم

و در جانهای بی نهایت قسمت های دیگر جهان موازی رو تجربه خواهیم کرد

و در واقع درک بالاتری رو از زندگی در لحظه حال به انسان میده و مرگ رو به گونه ای زیر سوال میبره جهانهای موازی

اگر به نگاه جهانهای موازی به مسائل نگاه کنیم به این نتیجه میرسیم که

نه تنها زندگی در آخرش مرگ نیست بلکه این مرگه که زندگیها رو از هم جدا میکنه

جهان به شکل زندگی دائمه که مرگ زندگیهای دائم رو از هم جدا میکنه و قابل تفکیک شون میکنه

هر کدوم از من و شما هم در حقیقت واقع هستیم و نیستیم
هستیم یعنی هم هستیم هم نیستیم

اگر در بخش سلامت و صحت وجودی خودتون هستید پس در بخش زندگی بیشتر هستید

به طور مثال و نسبی ۸۰-۹۰٪ زنده هستید و اگر به موقع سخت زندگیتون به پیری رسیدید به مشقت رسیدید در واقع شما

۸۰-۹۰ ٪ مرده هستید و ۱۰-۲۰٪ زنده هستید

در جهان ما هر اتفاقی روی بده در جهانهای دیگر حالتهای دیگری اتفاق خواهد افتاد

و هر جهان با خصلت های اون جهان شناخته میشه
هر شخصی در کائنات ازش یه دونه نیست بی نهایت از هر شخصی در کائنات بی نهایت خدا وجود داره

آنچه که بهشت نامیده میشه تازه از بعد ۷ آغاز میشه
از بعد ۶ کلید میخوره
و از بعد ۷ شما رسما وارد فضای بهشت گون میشید
در بعد ۶ و ۷ کسی درد رو تجربه نمیکنه
اصلا مغز ما هورمون آدرنالین ترشح نمیکنه
که بخوایم درکی از درد داشته باشیم

یا هورمونهای دیگه مثل خشم، غم، غصه و احساس بدبختی (هر آنچه منفیه)
اصلا معنی نداره، درکی ازش ندارید

وقتیکه به سمت جهان هشتم میرید
کم کم آغاز شورِ عشق اتفاق میفته (عشق معنوی)

عشقی فراتر از آنچه که ما الان در ادراکات ذهنی مون قابل درکه

از بعد ۶ که وارد بهشت موعود شدید کم کم تراکم مادی بدن شما کم میشه

وجود شما از ماده به سمت پلاسما ، از پلاسما به سمت نور حرکت میکنه

یعنی شما یک سیر جوهری دارید از ماده به پلاسما تبدیل میشید

از پلاسما به تراکم کمتر و گسترده تر
چون گسترده با کم یکسانه اگر دقت کنید

شما بسط پیدا میکنید اما تراکم وجودیتون کمتر میشه

از ماده به پلاسما عروج میکنه و از پلاسما به نوره نور

عالم وجود کم کم با نور زندگی رو درمی یابه
از بعد چهارم جهان اثیری یا اتری شروع میشه و تا بعد هفتم و هشتم وجود داره

و در هر مرحله از مادی بودن به سمت پلاسما بودن و بعد از اون به سمت خود نور بودن تبدیل و حرکت میدید و جلو میرید

در ابعاد بهشت ما نژادهای مختلفی رو داریم حتی از رپتایل های بسیار نیکوکار و خداشناس...

جهان ماده رو اومدن تقسیم کردن به جهان استیت متر و استیت انرژی

در جهان های موازی به این معتقد هستن که میگن وقتی که انفجار اولیه یا بیگ بنگ اولیه اتفاق افتاد

مواد به صورتهای مختلف به سمت اطراف پخش شدند و بر اثر اون چاله هایی که ناشی از فضای کائنات هست اینها در موقعیت های مختلفی قرار گرفتند

متراکم شدند. بر پایه اینکه یه جایی استعداد فشردگی رو برای ماده ایجاد میکرد در اونجا ماده جمع شد، فشرده شد و ستارگان و اینها در پروسه های مختلف اتفاق افتادند

جهان موازی به طور ساده اشاره میکنه که غیر از این مایی که وجود داره یک جهان دیگر هم قرینه این جهان در روبروی ما قرار داره که جهان انرژیه ، فیزیکال نیست.

یعنی هر شکلی یه عکسی داره و یه بازتابی...

توی جهانی که ما زندگی میکنیم جهانهای بی نهایتی وجود داره که شخصی که ما بودیم زندگی کردیم ، در گذشته، حال و آینده

چون زمان توی درهم تنیدگی اثر نداره و اون چیزی که همیشه جاویده اثر لحظه حاله و اتفاقی که میفته...

نوشته شده توسط: فرشته خاکی
صفحه بعد